![]() |
![]() |
|
| ...((جانم فدای رهبر))... |
|
بولتن:تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی به اندازه ۲۰۰ سال تجربه تاریخی غنی است و اگر محققی بتواند با قدرت پژوهشی به بررسی ابعاد انقلاب اسلامی بپردازد، یقیناً به مخاطبان خویش، آموزه های بسیار ارزنده ای را اعطاء خواهد کرد! محمد نوری زاد که روزی در برنامه های جهاد سازندگی، روایت فتح و برنامه های مذهبی رمضان و تولیدات ارزشی صدا و سیما و رسانه های مکتوب، مانورهای اعتقادی و آرمانی متعددی را به نمایش می گذاشت، با انتشار نامه هایی نفاق آلود، عملاً تسلیم درونی خویش را در برابر دشمنان سیاه نما و بدخواه انقلاب اسلامی، زبونانه علنی کرد. از عکس های یادگاری اش با اعضای کهنه کار نهضت آزادی گرفته تا آخرین بدرقه ای که با حضور عناصر غیر خودی، ذهنیت دار و مسئله ساز در روزهای اخیر برای انتقال مجددش به زندان انجام گرفت، معلوم شد که نوری زاد از اول هم آدم آنها بود و در میان خودی ها نفوذ کرده بود و در این سالهای متمادی، در اندیشه و رویای آوینی شدن، افکار عمومی را بازی می داد. بنابراین گزارش پس ازعلنی شدن انحراف واقعی نوری زاد برخی از افرادی که از نزدیک با اندیشه ها وافکار وی آشنا بودند نامه هایی را خطاب به وی و برای روشن شدن افکار عمومی منتشر کردند که از ماهیت واقعی نوری حکایت می کند که در ادامه به برخی از این نامه ها اشاره می گردد. “همانگونه که امریکا در طوفان های آخرالزمانی و در سیلاب عظیمی که به راه افتاده غرق خواهد شد، ما نیز اگر از اسلام و ولایت فقیه و حقیقت فاصله بگیریم و از کشتی نجات ولایت خارج شویم، غرق خواهیم شد و کسی وجود و بقاء ما را تضمین نکرده است”. این بخشی از یک مقاله محمد نوری زاد در روزنامه کیهان است که در سلسله مقالاتی با عنوان ”جهان پس از آمریکا “ منتشر شده است. اما امروز حکایت مواضع محمد نوری زاد شنیدنی است. وی در بخشی از نامه هایش این ادعا ها را مطرح می کند: ـ انقلاب اسلامی در این سی سال، به موفقیت دست پیدا نکرده و نتوانسته است که مدینه فاضلهای که وعدهاش را میداد بسازد. ـ ... بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 13:31 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
آیا با اعمالی که انجام می دهید توقع ظهور حضرتش را دارید ؟؟؟ به خود بیایید... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 15:55 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
ای دوازدهمین اجابت کننده دعای احمد(ص)..! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 20:12 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
روز مرگ قساوتهاروز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافهگرایی، هوسپرستی و جهلپیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفههاست؛ عاطفههایی که در رقص شمشیرها زخمی میشد و در جنگل نیزهها جان میباخت. آنروزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک میخفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالتها، جان به بارش تیرها میدادند و زنان بیپناه، در بند اسارت میزیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت میخلید و چه زخمهایی دل عاطفهها را میخَست. روز مبعث، روز مرگ قساوتها و شرارتها بود؛ روز مرگ کرامتهایی که به پای بتها قربانی میشد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستشهای ناروا بود. میلاد ارزشهروز مبعث، روز میلاد ارزشهاست؛ ارزشهایی که زنده به گور میشد و اصالتهایی که در بستر احتضار رو به خاموشی میرفت. در آن روز، بذر عشق و مهرورزیدن و مهربان زیستن در دشت تفتیده دلها پاشیده شد و هزاران هزار گل عاطفه از آن رویید. لبخند بر لبها نشستدست گرم نوازش بر سر یتیمان کشیده شد. شمشیرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود. نوع دوستی بنیاد یافت و کینهتوزی جان باخت. از چشمه چشمها مهر جوشید و در دریای سینهها عشق خروشید. زندگی زیبا و بودنْ تماشایی شد. روز مبعث، روز بارش برکت، روز سرافرازی انسان، روز برآمدن آوازهای سپید و روز بوسه زدن بر چهره خورشید، بر همه جهانیان مبارک باد. منجی بزرگ بشراز طلوع خورشید اسلام و انقلابِ عظیم پیامبر آن، حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم ، هزار و چهارصد و اندی سال میگذرد. از آن زمان تاکنون، تاریخِ جهان پیدرپی ورق خورده استرویدادهای گوناگون و دگرگونیهای حیرتانگیز، چهرهای تازه به آن بخشیده استآنچنان که شیوه همیشگی گذشت زمان است، نوها به کهنگی گراییده و کهنهها به اعماق فراموشی ذهنهای تاریخ پیوسته است. اما این حقیقت که محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم نجات دهنده بزرگ بشر بود و آیینش آیین زندگی، هر زمان از زمان دیگر روشنتر میدرخشد؛ چرا که او جاودانهترین تمدّنها را بنیان نهاد، زندگیسازترین فرهنگها را گُسترد و انسانپرورترین ارزشهای اخلاقی را نهادینه کرد. درود بیکران خداوندی بر روان پاک او باد. سفیر خداوندمحمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم سفیر خداوند بود بر بندگان تشنه حقیقت و محبّت، و هدف نهایی او برای خلقت همه هستی؛ که لولاکَ لما خَلَقْتُ الاَفْلاکَ؛ گلسرسبدهستی، مایه فخر و مباهات خداوند عالم نزد ملایک و جانشین راستین او بر روی زمین. کسی که:
با غمزه و اشارهای، نکتهها و رازها آموخت و به مقام استادی عالم رسید.
محبوبی که با جمال سیرت و صورت خود، همه پردههای تاریک جهل و حجابهای خودخواهی را کنار زد و در سیر معراجی خود از جبرائیل، امین وحی الهی، پیشی گرفت؛ دلسوزی که تا دم آخر، رنجها و دردها را تحمّل کرد تا نشان زیبایی «رحمةً للعالمین» را از دست بخشنده خدا، دریافت کند. رویش اندیشه نابآبشار نور، جاری بود. آسمان پولکهای زیبایش را به رخ تماشاگران میکشید و ماه بر چشم نظارگران جمالش رنگ نقره میپاشید. عطر شفابخش بهار در فضا میپیچید و امید زندگی در جان موجودات جهان میجوشید. در آسمان نیلگون مکّه، دمادم ستاره میشکفت. آن شب نبض کائنات از انتظاری مقدّس، میتپید. روح خسته و فرسوده عالم، انتظار پیشوایی را میکشید. سخن از ترسیم سیمای آفتاب بود و صورتگرْ، کردگار جهان. در آن شب، باغبان آفرینش، بهترین گلهستی را برگزید تا دنیا را سرمست عطر جانبخش آن سازد. بعد از آن بارانی از طراوت بارید و خاک بوی افلاک گرفت. دلها وسعت یافت و چشمها چشمهسار سرور شد و عشق و ایمان شفافتر شد. روز مبعث، روز رویش اندیشه ناب، روز مهر و آیینه و مهتاب، را بر همه شیفتگان آفتاب، شادباش میگوییم. گلواژههای وحیاز بلور ماه، لبخند مهر میتراوید. غار حرا تجلّیگاه نور بود. جبرئیل امین، گلواژههای وحی را منتشر میکرد. در آنشب، محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر سریری مینشست که عرش نبوّت بود. او در آن جغرافیای زمین، راه تاریخ را میگشود و چراغ خورشید را میآویخت تا راه ما را تا فرجام، راهنما باشد. در سالروز مبعث هنوز هم شکوه آن خاطره، جام زیستنمان را سرشار میکند و شکوفههای شادی را در دلمان شکوفا میسازد. راز خلقت زمینآن شب، «زمزم» زمزمه شادی داشت و «مروه» در تماشای صفای یار بود و کعبه در طواف فرشتگان، که از حریمخدا محرمی به حرم پا نهاد که صفایش مروه و شعورش مشعر و عرفانش عرفات را به شگفتی مینشاند. او از سمت «صفا» آمده بود و «سعی» بر وفا کردن به «عهد» ازلی داشت. بعد از او «منا» مذبح منیَّتْ بود. او یاد داد که با سنگریزههای برائت، بتهای درون و برون را «رمی» کنیم و عرفان عرفات را بیابیم. او اندیشهها را به ضیافت معرفت میبرد و دلهای عاشق را با پای «هروله» به سوی صحرای نیاز میکشاند. سلام ساکنان سماوات و زمین بر او باد که مباهات آفرینش بود و راز خلقت کائنات. پرچمدار عدالتابر سیاه فساد و گناه، بر آسمان جهان، سایه افکنده بود. عواطف انسانی پایمال شده بود. بتهایی از جنس بشر، اما بیرحم، حاکمان ملّتها بودند و بتهایی از سنگ و چوب مظهر پرستش. نه نسیم عدالتی میوزید و نه زلال مهر و عطوفتی جاری بود. صدایی جز چکاچک شمشیرها و نعرههای جاهلیّتِ موهوم، همراه با آخرین نالههای دخترکانی معصوم، که زنده زنده به گور میرفتند، شنیده نمیشد. در چنین فضایی مخوف، محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم ظهور کرد تا انسان را به چشمههای هدایت و انسانیّت رهنمون باشد. آمده بود تا با شعار آزادی، برابری و برادری، انسانهای تحت ستم را از سلطه جبّاران و ستمگران برهاند و چنین نیز شد. در اندک زمانی تعالیم آن حضرت، همراه با آیات جانبخش قرآن، نه تنها جزیرةالعرب، که سرزمینهای دیگر، را نیز به لرزه درآورد و پرچم عدالت را در جهان گسترد. تنها شاهد زمینیکوه «نور» در شمال مکّه قرار دارد. در نقطه شمالی این کوه، غاری است به قدر قامت یک انسان که با گذر از سنگهای بسیار میتوان به آن رسید. این غار از آشنای صمیمی خود، خاطرات بسیار دارد. امروز هم مردمان به عشق شنیدن این سخنان، با رنج بسیار، خود را به آستان آن میرسانند که از او سرگذشت وحی را بپرسند. غار حرا نیز با زبانِ حال میگوید، اینجا، عبادتگاه «عزیز قریش» است. من شبها و روزهای بسیاری را به یاد دارم که محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم به این مکان دور از غوغا میآمد تا با خدای خویش خلوت کند. من دلگفتهها، حرفها و اشکهای محمّد را دیدهام و هرگز آنشب رازانگیز را که جبرئیل برای اوّلینبار، پیام وحیخدا را بر محمّد میخواند، از یاد نخواهم برد. من تنها شاهد زمینی بعثت محمّدم. آغاز وحی«فرشتهای از طرف خدا، مأمور شد آیاتی چند به عنوان طلیعه و کتاب هدایت و سعادت، برای امین قریش بخواند تا او را به کسوت نبوّت مفتخر سازد. آن فرشته جبرئیل و آن روز، روز مبعث بود. در آن روز فرشتهای با لوحی فرود آمد و آنرا در برابر او گرفت و به او گفت: «بخوان». او از آنجا که درس نخوانده بود، پاسخ داد من توانایی خواندن ندارم. فرشته وحی دوباره او را به خواندن فرا خواند ولی همان جواب را شنید. فرشته بار دیگر سخن خود را تکرار کرد. ناگهان سید بطحا احساس کرد میتواند لوحی را که در دست فرشته است بخواند. در این موقع، آیاتی را که در حقیقت دیباچه کتاب سعادت بشر است، خواند: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که آفرید. انسان را از علق آفرید. بخوان و پروردگارت کریمترین کریمان است؛ همان کس که به وسیله قلم آموخت». خاتم پیامبرانمحمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم راز خلقت زمین و گل سرسبد عالم هستی است؛ اولین نور، آخرین فرستاده، برترین انسان و محبوبترین خلق خداست. او عصاره همه انبیای الهی است. در وجود او خُلق آدم، نیروی نوح، طاعت یونس، وقار الیاس، صبر ایّوب، صدای دلکش داوود، عظمت سلیمان، محبت دانیال، عصمت یحیی، کردار خلیل، قول اسماعیل، صورت یوسف، شکیب موسی و زهد عیسی، تجلّی یافته است، محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم پیشوای همه پیامبران است. بارقه آسمانیافق اجتماع مردم در حجاز همچنان تاریک بود. آشفتگی، اوضاع مردم را ناملایم کرده بود و امنیّت جانی و مالی و ناموسی نداشتند. از علم و حکمت خبری نبود. فضیلت آنها فقط در شعرسرایی و قصّهپردازی بود. ابرهای سیاه جهالت سَرتاسر آن محیط در تاریکی فرو برده بود. ناگهان از شهر مکه نور پاکی همچون بارقه آسمانی فضای عالم را روشن کرد. این نور پاک که حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم بود محیط زندگانی عقلانی بشر را برای همیشه منوّر گردانید. اعلان نبوّتآن روز که اعلان نبوّت داده شد، روز مجد و شرف، روز طلوع سعادت و عزت، روز رشد عقلی و ترقی ملی بود. روزی بود که بزرگترین منجی عالم بشریت، محمد بن عبد اللّه، برانگیخته شد و با نور قرآن، عالم را نورافشانی کرد. لحن فرحبخشروزی که پیامبر بزرگ الهی حضرت محمّد مصطفی صلیاللهعلیهوآلهوسلم برای هدایت بشر برانگیخته شد، ندایی آسمانی از مشرق کوه حرا، بلند شد و در دنیای بشریّت طنینانداز گردید. این آهنگ ملایم طبع بشر بود و مردم جهان در انتظار چنین آهنگی بودند، و با افق فکر و خرد خردمندان سازگار گردید. این لحن فرحبخش بر دل انسان نشست سطح اندیشه او را بالا برد. رحمة للعالمینحضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم حامل اسرار آفرینش و راز خلقت بود. وجود او به ارسال پیامبران الهی و انزال کتابهای آسمانی پایان داد. اعلامیّه ختم نبّوت را او در دست داشت و با منصب رَحْمَةً للعالمین، از قلّه حرا به طرف مردم سرازیر شد تا خود تجلّی انوار رحمت الهی بر دیدگان بندگان خدا گردد. دین فطریآخرین برگزیده الهی قانونی آورد که از مبدأ آفرینش شروع میشود، تا منتهای سیر آدمی، ادامه مییابد. شریعتی که با روحیه بشر سازگار و با طبیعت او عجین و آمیخته شده بود، دینی که فطری و قانون اجتماعی بود. دین معتدلرسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم در سیر رسالت الهیاش قانونی معتدل و به دور از افراط و تفریط آورد و به مادیت یهود و رهبانیت نصارا خاتمه داد؛ دینی که بین روح و بدن جمع و انسانی جامع تربیت کرد. تغییر خطّ تاریخمبعث روزی است که تاریخ خطّ سیر خود را عوض کرد؛ روزی که به پرستش معبودان چوبین و گلی خاتمه داد و بتها را در هم فرو ریخت، بشر را بر کردار زشت و عبث خود شرمنده ساخت، و خرافات و اوهام را از میان برداشت. آشنا ساختن با لذّتهای معنویمبعث روزی است که پیامبر الهی برانگیخته شد تا بشر غرق در مادیت را با لذّتهای معنوی آخرت آشنا کند. وظایف او را به او یادآورد و به سرنوشتش آشنا سازد تا در سایه تقوا و خشیت نسبت به درگاه الهی، سعادت دنیا و آخرت رهاوردش باشد. رشد عقلی بشردر محیطی که علم و تمدّن در آن راهی نداشت، در ظلماتی که خبری از فلسفه و حکمت نبود، در جامعهای که نوشتن و خواندن معمول نبود و جز چندنفر انگشتشمار کسی نمیتوانست بنویسد و بخواند، آن نابغه آسمانی ظهور کرد و مکتبخانه هفتاقلیم را بسته و درس علم و حکمت و اخلاق را تا سرحد کمال عقلی آدمیان به مردم آموخت، چنانچه بالاتر از آن ناممکن بود و به تصوّر نمیآمد. انقلاب توحیدمبعث روزی است که نهضت معنوی شروع شد و انقلابی عظیم در عالم بشری به وجود آمد که هنوز برکات آن ادامه دارد. و این انقلاب عبارت است از توجه به حقیقتی واحد که خداوند یکتای بیهمتاست که با فرستادن آخرین رسول خود ـ که رهبر این انقلاب بود ـ پایههای انقلاب را پیریزی کرد. در اندیشهی سرنوشت انسانیّتدر روزگاری که بشریّت دچار سهمگینترین بحرانها بود، زندگی به صورت جهنمی درآمده بود. از ستم، اختلاف، قتل، غارت، تجاوز، حقکشی، بیایمانی؛ جهان چون زورقی بیبادبان بر سر امواجخطرناک اقیانوسطوفانی تاریخ از سویی به سویی میافتاد اگر از گردابی برون میآمد، به گردابی دیگر فرو میرفت ـ مردی در دل کوههایمکه خدا را عبادت میکرد و به سرنوشت تاریخ انسانیت و ارزشهای والا میاندیشید. |
| وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک | ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک |
| تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی | چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک |
| کردگارت برگزید از خلق تا امروز خوانی | خلق را سوی خدا، برخیز، اقرأ باسم ربک |
| هم رسولی، هم سفیری، هم بشیری، هم نذیری | هم تویی خیرُالوَری برخیز، اقرأ باسم ربّک |
| مردمی را کز خدا بیگانهاند، از حق گریزان | با خدا کن آشنا برخیز، اقرأ باسم ربّک |
| دختران را زنده بسپردن به خاک تیره تا کِی؟ | ختم کن این ماجرا برخیز، اقرأ باسم ربّک |
| نور امیّدی که روزی کرد روشن طورسینا | جلوهگر شد در حرا برخیز، اقرأ باسم ربّک |
| انفس و آفاق در تسخیر و فرمان تو آید | چون برافرازی لوا برخیز، اقرأ باسم ربّک |
علی خاتمی نوری
محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم
| مهر را روشنی از روی تو افروختن است | ماه را حسن ز رخسار تو آموختن است |
| گُل به پیش گُل رخسار تو ای رشک بِهشت | همچو خاری است که شایسته آن سوختن است |
| آرزویی که به دل یوسف کنعانی داشت | خویشتن را به غلامیّ تو بفروختن است |
| وصف روی تو مگر روی تو گوید، ور نه | حدّ ما دیدن و حیرانی و لب دوختن است |
| کار «بنده» همهای خسرو خوبان، به جهان | جان و دل دادن و خود مهر تو اندوختن است |
بنده ـ شاعر زبان قاجاریه
| غنوده کعبه و امّ القری به بستر خواب | ولی به دامن غارحرا دلی بیتاب |
| نخفته، شب همهشب، دیده خدابینش | ز دیده رفته به دامن سرشک خونینش |
| که پیک حضرت دادار، جبرئیلِ امین | عیان به منظر او شد، خطاب کرد چنین: |
| «بخوان به نام خدایی که ربّ ما خَلَق است | پدیدآور انسان ز نطفه و عَلَق است |
| بخوان که ربّ تو باشد ز ماسوا اکرم | که ره نمود بشر را، به کار بُردِ قلم» |
| به گوش هوش چو این نغمه سروش شنید | هزار چشمه نور از درون او جوشید |
| درون گلشن جانش شکفت رازِ وجود | گشود بار در آندم به بارگاهِ شهود |
| درود و رحمت وافِر، ز کردگار قدیر | بر آن گزیده یزدان، بر آن سراج منیر |
محمود شاهرخی
| این پیک مشکبوی و مسیحادم از کجاست؟ | کاینگونه دلنواز و روانبخش و جانفزاست؟ |
| احمد که کُنیت و لقب و نام و نعت او | بوالقاسم و محمّد و محمود و مصطفاست |
| رخسار او طلیعه انوارسرمدی | گفتار او، سفینه دُرهای پربهاست |
| آیینهای که، مظهر آیات ایزدی است | گنجینهای که، منبع الطاف کبریاست |
| زیبد نشان خاتم و اورنگ خسروی | بر رهبری که قافله سالار انبیاست |
| نور رخش، چراغ ره سالکان حق | خاک درش، کلید در رحمت خداست |
| سرلوحه فضیلت و سرحلقه وجود | سرمایه حقیقت و سرچشمه بقاست |
قاسم رس
| ماه فرو ماند از جمال محمّد | سرو نباشد به اعتدال محمّد |
| قدر فلک را کمال و منزلتی نیست | در نظر قدر با کمال محمّد |
| وعده دیدارِ هرکسی به قیامت | لیله «اسرا» شب وصال محمّد |
| آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی | آمده مجموع، در ظِلال محمّد |
| عرصه گیتی مجال همّت او نیست | روز قیامت نگر مجال محمّد |
| و آن همه پیرایه بسته جنّت فردوس | بو که قبولش کند، بلال محمّد |
| همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد | تا بدهد بوسه بر نِعال محمّد |
| شمس و قمر در زمین حشر نتابد | پیش دو ابروی چون هلال محمّد |
| چشم مرا، تا به خواب دید جمالش | خواب نمیگیرد از خیال محمّد |
| «سعدی» اگر عاشقی کنی و جوانی | عشق محمّد بس است و آل محمّد |
سعدی
| آن آیت آزادگی، آزاد جانی، | آن شوکت نامش جهانگیری، جهانی |
| آن، جانِ جانِ جانِ جانِ جان جانها | آن، در کلامش لطف آب زندگانی |
| آن مردِ مردِ مرد، در معنی نه در حرف | آن آدمیخلقت، و لیکن آسمانی |
| آن نازنین خو، نازنین رو، نازنین طبع | آن خیل خوبان را سزاوار شبانی |
| آن نیک فطرت، نیک خصلت، نیک عترت | آن مهربان، آن آفتابمهربانی |
| آن در کریمی شرمسار از وی کریمان | آن در حلیمی، حلم را بنیان و بانی |
| آن عزّت و جود و شرف زیبنده او | آن صدق دل با او نه تصدیق زبانی |
| آن فخر عالم، فخر آدم، آن محمّد صلیاللهعلیهوآلهوسلم | یعنی کتاب آسمانی را معانی |
محمّدجواد بهجت
سرحلقه
| سرحلقه عشاق به عالم، احمد | یعنی هدف از خلقت آدم، احمد |
| رخشان و فروزنده بر انگشت وجود | پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد |
| آمیزه شور و عشق و عرفان، احمد | مفهوم عمیق علم و ایمان، احمد |
| من در عجبم چگونه با اینهمه وصف | میزیسته در عالمامکان، احمد؟! |
علیمرادی غیاث آبادی
| جان سحر، جسم سمن بوی توست | شام، غلام سر گیسوی توست |
| ماه که خَم کرده سر خویشتن | بوسه زنِ گوشه ابروی توست |
| ای سمن باغ خداوندگار | سرو، غلام قد ناژوی توست |
| صبح ازل، پرتو پیشانیات | شام ابد، طُرّه دلجوی توست |
| آنچه ز گل نیکتر آمد به باغ | باغِ گُل خُلق تو و خوی توست |
| زمزمه زندگی کاینات | همهمه شور و هیاهوی توست |
| عقل تو سرمایه سنگین وحی | عقل جهان کم به ترازوی توست |
| عقد ثُریّا به کف آسمان | پیشکش گردن بانوی توست |
| کاش که فریاد دلم میشنید | حلقه آندر که سر کوی توست |
| شاخه طوبی ندهد در بهشت | آنچه در آن چنبر بازوی توست |
| هیهی از این عشق خوش احمدی | ذکر لبم ناله هوهوی توست |
علی موسوی گرمارودی

|
امام صادق (ع) : ((هر فقیهی که از دنیا می رود شکاف و رخنه ای در دین به وجود می آید))
ارتحال ملکوتی فقیه مجاهد ،عالم روشن ضمیر و مرجع بزرگ جهان تشیع ، حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمدتقی بهجت فومنی را به ساحت مقدس منجی عالم بشریت حضرت صاحب الامر و الزمان و تمامی شیعیان جهان به خصوص مقام معظم رهبری تسلیت عرض می کنم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 11:5 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
فرياد مظلوميت و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود، كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد... ۩ و يطعمون الطعام على حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا (سوره دهر آيه 8 و 9) «و بر دوستى او (خدا) به فقير و طفل و يتيم و اسير طعام مىدهند و گويند ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از شما هيچ پاداشى و سپاسى هم نمىطلبيم». زمخشرى يكى از مفسرين بزرگ اسلام، در تفسير الكشاف به نقل از ابن عباس چنين گويد ( آنگاه على و فاطمه (عليهما السلام) و فضه نذر كردند كه اگر حسن و حسين عليه السلام بهبود يافتند سه روز روزه بگيرند هنگامى كه آن دو بزرگوار سلامتى خود را باز يافتند در خانه چيزى براى افطار وجود نداشت، از اين رو على (عليه السلام) سه صاع (هر صاع چهار مد و تقريبا يك من تبريز يا 3 كيلوگرم است) جو وام گرفت و به روايتى دیگر حضرت زهرا (عليها السلام) در خانه پشم ريسيد و سه صاع جو مزد گرفت (تفسير البرهان ج 4 ص 412). فاطمه (عليها السلام) جو را دستاس نمود و با يك صاع آن براى هر يك از افراد خانواده قرص نان جوينى پخت و بر سر سفره افطار نهاد. هنگامى كه آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام و درود خدا بر شما اى خاندان محمد (صلی الله علیه و آله)! مسكينى از مساكين مسلمينم به من غذا دهيد، خداوند شما را از غذاهاى بهشتى نصيب فرمايد، خاندان وحى نان افطار خود را ايثار كردند و فضه نيز از آنان متابعت كرد. آن شب را با آب افطار كردند و شب را بدون غذا بسر آوردند. فرداى آن شب نيز روزه گرفتند و چون شب فرا رسيد، نان افطارشان در سفره نهاده شد، يتيمى بر در خانه آمد و باز به همان ترتيب همگى غذاى خود را به آن يتيم ايثار كردند. و آن شب نيز با آب افطار كرده و خود گرسته ماندند. روز سوم را هم روزه گرفتند و هنگام افطار اسيرى تقاضاى كمك كرد و براى بار سوم آنچه در سفره بود به آن اسير ايثار شد. صبح روز چهارم على (عليهالسلام) دست دو فرزند خود را گرفته و آنان را نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) برد پيامبر (صلى الله عليه و آله) حسن و حسين عليه السلام را ديد كه از گرسنگى چون مرغكانى مىلرزيدند، سپس از جا برخاست و به همراه آنان به خانه حضرت زهرا عليه السلام رفت، ديد فاطمه (سلام الله علیها) در محراب به عبادت مشغول است در حالى كه كه از شدت گرسنگى چشمانش در گودى نشسته است. منظره تأثر آورى بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) افسرده خاطر شد، در آن هنگام جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اين هديه را بگير خداى تعالى به داشتن چنين اهل بيتى به تو تهنيت گفته است. پس سوره «هل اتى» را بر پيامبر (ص) خواند. (تفسير البرهان ج 4 ص 412- الميزان ج 20 ص 132). حديث عبادت زهرا (سلام الله علیها)قصه نيايش زهرا (سلام الله علیها) در آينه عبارت نگنجد. در اين بخش چند حديث زيبا از زبان حضرات معصومين (عليهم السلام) در ترسم سيماى عبادى فاطمه (سلام الله علیها) تقديم مىشود. ۩ سالت عن ابا عبدالله (عليه السلام) عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نور الكواكب لاهل الارض. علل الشرايع، ج 1: ص 215. راوى مىگويد از حضرت صادق (عليه السلام) علت نامگذارى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود: چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مىايستاد، فروغ نورش براى ساكنان آسمان مىدرخشيد، همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مىدرخشد. ۩ قال موسى بن جعفر (عليه السلام): كانت فاطمة (سلام الله علیها) اذا دعت تدعوا للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقيل لها يا بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) انك تدعين للناس و لا تدعين لنفسك فقالت: الجار ثم الدار. علل الشرايع، ج 1:216. حضرت موسى بن جعفر از پدرانش نقل مىكند: هرگاه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دعا مىكرد، براى زنان و مردان مؤمن دعا مىكرد و براى خود دعا نمىكرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مىكنيد، اما براى خودتان دعا نمىكنيد؟ فرمود: اول همسايه آنگاه خانه. ۩ قال ابو عبدالله الصادق (علیه السلام): كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمتسبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام. (جمال الاسبوع: 173. ) امام صادق (علیه السلام) فرمود: مادرم فاطمه (سلام الله علیها) همواره دو ركعت نماز را مىخواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مىخوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مىگويى.
تسبيح زهرا (سلام الله علیها)؛ هديه آسمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله» و سى و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مىخواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است». (عدنان زعفرانى، ص9)در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه (سلام الله علیها) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» (عدنان زعفرانى، ص 21 )درك هديه بزرگى كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء كرد، به گونه اى است كه انسان از وصف آن عاجز مىماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومين (علیهم السلام) است كه تا اندازه اى مىتوان از بركاتش بهره مند شد. ۩ امام باقر (علیه السلام) درباره تسبيح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، مىفرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء مىكرد.» (تسبيحات حضرت زهراء، ص10، به نقل از علل الشرايع/366.) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:18 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
ظهور منجي بشر در دوران آخرزمان، باوري است قطعي و همگاني. اديان و شرايع توحيدي و غيرتوحيدي و نيز بعضي از مكاتب بشري، نويد چنين روزي را به پيروان خويش دادهاند. در اين ميان، اسلام با مباني قويِ نظري و عملي، موضوع ظهور را به صورت صحيح تبيين كرده و با راهكارهاي مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در ميان جوامع اسلامي تبيين كرده است.
الف) نشانههاي عام و خاص 1. نشانههاي عام: آن دسته از نشانهها و علايمي كه شاخصههاي كلي و عمومي دارند يعني در قالب پديده خاص، در برهه خاص و در افراد خاصي متصف نشدهاند، «علايم عمومي» ناميده ميشوند؛ نظير احاديث و رواياتي كه از احوال و اوضاع مردمان آخر زمان خبر ميدهند و از انحرافات و كج رويهايي كه در آن دوره رخ ميدهد سخن به ميان آوردهاند كه در واقع، نوعي بيان علايم و نشانههاي ظهور امام زمان عليهالسلام است، امّا در قالب و معيار كلي و عمومي. «عَنْ اِبْنِ عَباس عَنْ رَسُولِ اللّهِ صلياللهعليهوآله : فِي حَديثٍ اَنَّ اللّهَ اَوْحي اِلَيهِ لَيْلَةً اَسْري بِهِ اَنْ يُوصِيَ اِلي عَلِيِّ وَاَخْبَرَهُ بِالْأَئِمّةِ مِنْ وُلْدِهِ اِلي اَنْ قالَ وَآخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ يُصَلّي عِيسَي ابْنُ مَرْيَمَ خَلْفَهُ يَمْلأُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَورا وَظُلْما... فَقُلْتُ اِلهي وَسَيِّدي مَتي يَكُوُنُ ذاكَ؟ فَاَوْحَي اللّهُ عَزَّوَجَلَّ اِلَيَّ: يَكُوُنُ ذالِكَ اِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَكَثُرَ القِراءَةُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَكَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهاء وَالْهادُونَ وَكَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالةِ وَالْخَوْنَةِ... وَكَثُرَ الْجَورُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْكَرُ وَاَمَرَ اُمّتُكَ بِهِ وَنَهي عَنِ الْمَعْروُفِ...؛1 ابن عباس ميگويد: «در شب معراج، مطالبي به رسول اكرم صلياللهعليهوآله وحي شد كه بايد به حضرت علي عليهالسلام سفارش كند و به او در مورد ائمه بعد از آن حضرت كه از فرزندانش هستند خبر داد؛ تا آنجا كه فرمود: آخرين آنها [نشانه هايي دارد؛ از جمله اينكه [عيسي بن مريم پشت سرش نماز ميخواند؛ زمين را پر از عدل و داد ميكند، چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد،... عرض كردم: خداوندا! آن كي خواهد شد؟ خداوند به من وحي كرد: هر گاه علم از ميان برداشته شود و جهل و ناداني ظاهر شود؛ قرائتهاي [قرآن [زياد امّا عمل كم شود؛ قتل و كشتار زياد شود، فقهاء و هدايت كنندگان واقعي كم شوند؛ علماي فاسق و خيانتكار زياد شوند،... جور و فساد زياد شود؛ منكر ظاهر شود؛ امت تو امر به منكر و نهي از معروف كنند،...» «حضرت علي عليهالسلام در جواب سؤال «صعصعة بن صوحان» ـ كه از ياران آن حضرت بود ـ در باب دجّال و خروجش، و پيرامون نشانههايي از ظهور امام زمان عليهالسلام ، چنين فرمودند: «فَاِنَّ عَلامَةَ ذلِكَ اِذا اَماتَ النّاسُ الصَّلاةَ وَاَضاعُوا الاَمانَةَ وَاسْتَحَلُّوا الْكِذْبَ، وَاكَلُوا الرِّبا وَاَخَذُوا الرُّشا وَشَيَّدُوا البُنْيانَ وَباعُوا الدّين
2. نشانههاي خاص: بعضي از نشانهها و علايم ظهور، به صورت خاص و با شاخصهاي ويژه در افراد متعين، تبلور مييابد؛ مثلاً در روايات بسياري ذكر شده است، كه ظهور امام زمان عليهالسلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پيدا خواهد كرد. ظهور و خروج افرادي به نام «دجال» و «سفياني» كه مظهر ضلالت و گمراهي و نيز قيام افرادي مثل يماني و سيد خراساني كه سنبل هدايت هستند جزء علايم خاص شمرده ميشود و در احاديث، با اسم و رسم و با ويژگيهاي مخصوصشان وارد شده است. امام باقر عليهالسلام فرمودند: «تَنْزِلُ الرّاياتُ السُّودُ الَّتي تَخْرُجُ مِنْ خُراسان اِليَ الْكُوفَةِ، فَاِذا ظَهَرَ الْمَهديُّ بَعَثَ اِلَيه بِالْبَيْعَةِ؛3 پرچمهاي سياهي از ناحيه خراسان بيرون ميآيد و به جانب كوفه به حركت در ميآيد. پس چون مهدي ظاهر شود، اينان وي را دعوت به بيعت ميكنند.» و نيز امام باقر عليهالسلام فرمود: «براي مهدي ما، دو نشانه است كه از هنگامي كه خداوند آسمانها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در شب اوّل ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه. و اين دو از زماني كه خداوند آسمانها و زمين را خلق كرده است، [اين چنين ] وجود نداشته است.»4 در روايات فوق نشانهها و علايم خاصي براي ظهور امام زمان عليهالسلام تعيين شده است. ب) نشانههاي حتمي و غير حتمي 1. نشانههاي حتمي: علايم و نشانههايي كه به طور قطع قبل از ظهور حضرت، رخ خواهند داد و در واقع، هيچ گونه قيد و شرطي در ايجاد آنها لحاظ نشده است علايم حتمي ناميده ميشوند و شايد بتوان گفت كه ادعاي ظهور قبل از تحقق آنها كذب و دروغ است. امام سجاد عليهالسلام فرمود: «اِنَّ اَمْرَالْقائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللّهِ وَاَمْرَ السُّفيانِي حَتْمٌ مِنَ اللّهِ وَلايَكُونُ
امام صادق عليهالسلام فرمود: «وَالْيَمانِي مِنَالْمَحْتُومِ؛ [قيام] يماني از نشانههاي حتمي است.» فضل بن شاذان از ابي حمزه ثمالي نقل ميكند: «قُلْتُ لاَبيِ جَعْفَرٍ خُرُوجُ السُّفْيانِي مِنَ الْمَحْتُوم؟ قالَ نَعَمْ وَالنِّداءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها مِنَ الْمَحتُومِ وَاخْتِلافُ بَنِي الْعَباسِ فِي الدَّوْلَةِ مِنَ الْمحْتُومِ وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِية مَحْتُومٌ وَخُرُوجُ الْقائِمِ مِنْ آلِ مُحَّمد مَحْتُومٌ...6؛ به امام باقر عليهالسلام عرض كردم: آيا خروج سفياني حتمي است؟ فرمودند آري، صيحه آسماني نيز از علايم حتمي است و طلوع خورشيد از مغرب حتمي است. اختلاف بين بني عباس در رابطه با حكومت، حتمي است. كشته شدن نفس زكيّه حتمي است، قيام قائم آل محمد صلياللهعليهوآله حتمي است،...» 2. نشانههاي غير حتمي: بعضي از نشانههاي ظهور قبل از ظهور، بطور مشروط رخ ميدهند؛ يعني اگر مقتضي آنها موجود و موانع مفقود باشد، تحققشان حتمي خواهد بود. در ميان نشانهها و علايم، آنچه حتمي شمرده شده، جزء محتوميات هستند و غير از آنها كه گروه بسياري از علايم را تشكيل ميدهند جزء علايم غير حتمي شمرده ميشوند. ج: علايم با فاصله و بيفاصله 1. نشانههاي نزديك به وقت ظهور: در بعضي از روايات، تصريح شده كه بعضي از علايم در سال ظهور امام زمان عليهالسلام ، رخ ميدهند؛ يعني قبل از ظهور و در آستانه قيام حضرت مهدي عليهالسلام ، اين نشانهها يكي پس از ديگري پديدار شده، به ظهور امام زمان منتهي ميشود. امام صادق عليهالسلام فرمود: «خُرُوجُ الثَّلاثَةِ، اَلخُراسانِي وَالسُّفْيانِي وَاليَمانِي فِي سَنَةٍ واحِدَةٍ فِي شَهْرٍ واحِدِ، فِي يَوْمٍ واحِدٍ وَلَيْسَ فيها رايةً بِأَهْدي مِنْ رايةِ الْيَماني يَهدي اِلَي الْحَقِّ؛7 خروج سه كس: قيام خراساني و سفياني و يماني، در يك سال و در يك ماه و يك روز خواهد بود و در اين ميان، هيچ پرچمي به اندازه پرچم يماني، به حق و هدايت دعوت نميكند.» امام باقر عليهالسلام فرمود: «لَيْسَ بَيْنَ قِيامِ القائمِ وَقَتْلِ النَّفْسِ الزَّكيَّةِ اَكْثَرَ مِنْ خَمْسَ عَشَرَ لَيْلَة8؛ بين ظهور مهدي عليهالسلام و كشته شدن نفس زكيه، بيش از پانزده شب فاصله نيست.» 2. علايمي كه
بعضي از نشانهها و علايم در بستر تاريخ با فاصله بسياري با وقت ظهور تحقق مييابد؛ حتي بعضي از آنها قبل از تولد امام زمان رخ مينمايند و بعضي بعد از تولد و قبل از ظهور با فاصله زياد، تحقق پيدا كرده و خواهند كرد؛ چنان كه شماري از آنها، همچون از هم گسستن بني اميه و بني عباس، خروج ابومسلم خراساني، اختلاف بين مسلمانان و... اتفاق افتاده است. د) علايم زميني و آسماني 1. علايم طبيعي و زميني: در ميان نشانهها و علايم ظهور، غالب آنها نشانههاي طبيعي و زمينياند و هر كدام در تثبيت حقانيت ظهور و قيام حضرت مهدي عليهالسلام نقش اساسي دارند. امام علي عليهالسلام فرمود: «وَيَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتي فِي الْحَرَمِ فَيَبْلُغُ السُّفْيانِي، فَيَبْعَثُ اِلَيه جُنْدا مِنْ جُنْدِهِ فَيهْزِمُهُمْ فَيَسيرُ اِلَيه السُّفْياني بِمَنْ مَعَهُ، حَتّي اِذا جاوَزوا بِبَيْداء مِنَ الاَرْضِ، خَسَفَ بِهِمْ، فَلايَنْجوا منْهُمْ اِلاّ المُخْبِرُ عَنْهُمْ؛ مردي از خاندان من، در سرزمين حرم قيام ميكند، پس خبر خروج وي به سفياني ميرسد. وي، سپاهي از لشكريان خود رابراي جنگ، به سوي او ميفرستد و آنان را شكست ميدهد، آنگاه خود سفياني با همراهانش به جنگ وي ميروند و چون از سرزمين بيداء ميگذرند، زمين آنان را فرو ميبرد و جز يك نفر، كه خبر آنان را ميآورد كسي از آنان نجات نمييابد.» نشانه هايي نظير فرو رفتن سفياني در بيداء، قيام يماني، خراساني، سفياني، دجّال، قتل نفس زكيّه، جنگهاي خونين و غيره ... از جمله علايم زميني و طبيعي هستند. 2. علايم آسماني: به علت اهمّيت ظهور امام زمان، علاوه بر نشانههاي زميني و طبيعي، برخي علايم آسماني نيز در زمان ظهور حضرت رخ خواهند داد، تا مردم بهتر رهبر و مصلح آسماني را شناخته و در راستاي تحققِ رسالت و اهداف او مشاركت كنند؛ مانند: ـ صيحه آسماني: امام صادق عليهالسلام فرمود: «اِذا نادي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اَنَّ الْحَقَّ فِي آل محمَدٍ صلياللهعليهوآله فَعِنْدَ ذلِكَ يَظْهَرُ المَهديُّ عَلي اَفْواهِ النّاسِ وَيَشْربُونَ حُبَّهُ، وَلايَكُونُ لَهُمْ ذِكْرُ غَيْرِهِ؛ هر گاه گويندهاي از آسمان ندا دهد كه حق با اولاد محمد صلياللهعليهوآله است، در آن هنگام، ظهور مهدي عليهالسلام به سر زبانها ميافتد، و همه [شراب] دوستي او مينوشند و غير او را ياد نميكنند.» ـ كسوف: امام صادق عليهالسلام فرمود: «عَلامَةُ خُرُوجِ الْمَهْدي كُسُوفُ الشَّمسِ فِي شَهْرِ رَمَضانٍ في ثَلاثَ عَشَرَةَ وَاَرْبَعَ عَشَرَةَ مِنْهُ9؛ نشانه ظهور مهدي عليهالسلام كسوف خورشيد در ماه مبارك رمضان است [و وقت كسوف] سيزدهم يا چهاردهم ماه رمضان خواهد بود.» پاورقيها: 1. اثباة الهداه، ج7، ص390. 2. بحار الانوار، ج 52، ص193. 3. بحار الانوار، ج 52، ص217. 4. منتخب الاثر، ص444. 5. بحارالانوار، ج52، ص82. 6. ارشاد مفيد، ج3، ص347. 7. كتاب غيبت نعماني، ص252. 8. ارشاد مفيد، ج2، ص374؛ اعلام الوري، ص427. 9. غيبت نعماني، ص270. ..................................................................................................................... منبع:نشريه مبلغان ، شماره 46 |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 20:2 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دلم ایمانم و همه باورم را به مشبک های ضریحت که پنجره های آسمانند گره زده ام
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:46 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام و شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی به تمام مسلمانان جهان تسلیت عرض می کنم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:38 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
بيا عاشقي را رعايت کنيم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 18:10 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
کـــربــلا یعنی که یاد رهـــبری .......... از حسین عصر خود فرمان بری
ای قلم از قدرتی غالب بگو از علی بن ابی طالب بگو از علی مرد سیاست مرد دین از علی تنها ترین مرد زمین
بیعت ما دوستان عین ولاست زاده ی زهرا علی روح خداست عده ای از همرهان جاهل شدند در حمایت از علی کاهل شدند خاک شهر کوفه بر سرهایتان پس چه شد ایمان و باورهایتان پشت بر مولا زهرا کرده اید هیچ و شرم از این شهیدان کرده اید حرفی از اعماق ایمان می زنم با لب و حلق شهیدان میزنم سامری ها با قلم بت ساختند فتنه در دامان دین انداختند مکر داخل کفر خارج را ببین رونق کار خوارج را ببین دین فروشان قلعه در باور زدند یک به یک پشت قلم اردو زدند با اساس دین تسامح می کنند پای ارزش ها تساهل می کنند هدیه بر رقاصه ها واجب نبود قدر عالم کمتر از مطرب نبود تا که گردد فتنه و آشوب کم جبهه ای ها باز باهم هم قسم نائب مهدی ولی داریم و بس شیعیان سید علی داریم و بس |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت 13:13 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 13:21 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
برای توضیح خواستن بیشتر در نظرات بنویسید به نقل از کتاب مهدی منتظر نوشته:دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد خراسانی(ره) تحقیق و استخراج منابع:سید جواد میر شفیعی خوانساری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 13:5 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
(برای توضیح خواستن بیشتر در نظرات بنویسید) به نقل از کتاب مهدی منتظر نوشته:دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد خراسانی(ره) تحقیق و استخراج منابع:سید جواد میر شفیعی خوانساری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 12:4 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
اربعین حسینی به تمام شیعیان جهان به خصوص منجی عالم بشریت تسلیت عرض میکنم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:55 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
(اگر توضیح بیشتری می خواهید در نظرها بنویسید تا اضافه کنم)
به نقل از کتاب مهدی منتظر نوشته:دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد خراسانی(ره) تحقیق و استخراج منابع:سید جواد میر شفیعی خوانساری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:50 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:8 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
بسم رب الهدی (عج) سخنانی از امیرالمومنین علی(ع) در رابطه با حضرت مهدی (عج) : ۱- از حضرت روایت است که فرمودند: او همانند خورشیدی که از مغرب طلوع می کند. بین رکن و مقام ظاهر شده و زمین را پاک کرده و ترازوی عدالت را وضع می کند. دیگر کسی به کسی ستم نمی کند. ۲- صاحب بیرق محمدی و بنیانگذار دولت احمدی می آید در حالی که شمشیر به دست اوست و وی جز سخن راست بر زبان جاری نمی کند و زمین را مهد آرامش قرار داده و احکام واجب و مستحب اسلام را زنده می کند. ۳- در آخرالزمان که روزگار سخت شده و مردم در جهل فرورفته اند خداوند مردی برگزیده را روانه می سازد که او را به وسیله فرشتگان خود تایید نموده ؛ و یارانش را محافظت کرده و وی را با آیات و معجزات یاری نموده و بر سراسر زمین مسلط می سازد تا همگان در برابر او خواه ، ناخواه تسلیم شوند. زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر می کند. شرق و غرب جهان تحت تسخیر و تسلط او در می آیند. در روی زمین کافری نمی ماند جز آن که ایمان بیاورد و شخص ناشایسته ای نماند جز آن که به تقوی رو بیاورد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ منابع: ۱- الزام الناصب ، ص ۱۸۰ ۲- الزام الناصب ، ص ۲۱۱ ۳- بحارالانوار ،ج ۵۲،ص ۲۸۰ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:6 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
::بسم رب المهدی (عج)::
پیامبر اکرم (ص) : مهدی از فرزندان من است اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است ، از نظر اخلاق و رفتار شبیه ترین مردم به من است ، برای او غیبت و حیرتی است که امتها در آن گمراه شوند ، سپس مانند شهاب ثاقب پیش اید و زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد. امام محمد باقر (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می کند که فرمود: خوشا بر احوال کسی که قائم اهل بیت مرا ادراک کرده و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد ، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد ، چنین کسی در روز قیامت از رفقا و دوستان من و گرامی ترین امت من خواهد بود. امام علی (ع) از حضرت محمد (ص) روایت می کند که حضرت فرمودند : برترین عبادت انتظار فرج است. ابن عباس از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود : علی بن ابی طالب پس از من امام امت و خلیفه من بر انان خواهد بود و قائم منتظری که زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد از فرزندان اوست و قسم به خدایی که مرا بشیر و نذیر مبعوث فرمود کسانی که در دوران غیبتش بر اعتقاد بدو ثابت باشند از کبریت احمر کمیاب ترند ؛ آنگاه جابربن عبدالله انصاری گفت : آیا قائمی که از فرزندان توست غیبت دارد؟ فرمود : به خدا چنین است تا در آن غیبت مومنان باز شناخته شده و کافران نابود شوند ، ای جابر! این امر از امور الهی و سری از اسرار ربوبی و مستور از بندگان خدا است ، مبادا در آن شک کنی که شک در امر خدای تعالی کفر است. از امام صادق (ع) روایت است که پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمود : ای علی ! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین ، مردمی هستند که در آخرالزمان خواهند بود پیامبر را ندیده اند و از امام نیز محجوبند ، اما به سوادی که بر بیاضی رقم خورده است ایمان دارند. ----------------------------- منبع: کمال الدین و تمام النعمه ، ج ۱ ، باب ۲۵ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:4 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 17:51 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
ميرزا علي محمد باب (پيشواي بهائيان ) دركتاب هاي خود راجع به امام زمان عج چنين مي نويسد :
1- در صفحه 27 كتاب "صحيفه عدليه " مي نويسد : « امام دوازدهم ، محمدبن الحسن صاحب الزمان مي باشد .» 2- در صفحه 123 كتاب " تفسيرسوره بقره" مي نويسد : « خدا به امام دوازدهم ، محمدبن الحسن ، طول عمر داده و او هم اكنون زنده است .» 3- در كتاب " تفسير سوره يوسف " مي نويسد : « خدا خواسته است كه تفسير سوره يوسف از طرف محمدبن الحسن العسكري به او داده شود .» 4- در صفحه 181 كتاب " اسرار الآثار خصوصي " جلد اول از قول علي محمد باب مطالبي آمده كه خلاصه اش چنين است : « به من تهمت زده اند كه ادعاي وحي و امامت و پيغمبري و بابيت نموده ام . لعنت خدا بر ايشان و خدا آنها را به خاطر اين تهمت ها بكشد . بدانيد كه بعد از حضرت محمد ص پيغمبري نخواهد آمد و امام دوازدهم نيز محمد بن الحسن العسكري بوده و غير از چهار نايب خاص ، هيچ كس باب امام نمي باشد. خدايا از اين نسبت ها كه به من داده اند بيزارم .»
البته بايد توجه داشت كه مطالب فوق را علي محمد باب با كمال بي پروائي و با اعتقاد تمام بيان داشته است ، نه اينكه ترسيده يا تقيه نموده باشد . شاهد بر اين مطلب گفتار ميرزا حسينعلي دركتاب ايقان است كه مي گويد : « با اينكه همه با او مخالف بودند ، از احدي خوف ننمود و ادعاي خودرا فرمود .» |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 17:46 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
حسن شريعي – محمدبن نصير نميري – احمدبن هلال كرخي – محمدبن علي بن بلال – حسين بن منصور حلاج – محمدبن علي شلمغاني – ابوبكر بغدادي - كيسانيه – سفياني – جاروديه – ناووسيه – زيديه – واقفيه – باقريه – اسماعيليه – محمديه – جوازيه – ابومسلم خراساني – منصور دوانيقي – عبدالله سفاح – ابن مقفع – حاكم نصرالله – عبدالله عجمي – محمدبن احمد سوداني – محمدبن علي بن احمد ادريس – ابن سعيد يماني – مهدي مصر – مهدي سوداني – درويش رضا – غلام احمد قادياني (قادياني گري ) – شيخ احمد احسايي – سيد كاظم رشتي – ميرزا علي محمد باب – حاج كريم خان كرماني – ميرزا حسن گوهر – ميرزا باقر – ميرزايحيي ( صبح ازل ) – حسينعلي بهاء الله (بنيان گذارفرقه بهائي ) - عباس افندي – شوقي افندي |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 17:44 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
در زمينه بحث خاص و تطبيقي مهدويت نيز بسياري از دانشمندان اهل سنت به همان كيفيتي كه ما درباره امام زمان(عج) معتقديم، اعتقاد دارند و اگر نام علماي سني كه به اين اعتقاد استوارند ذكر شود، به كتابي ضخيم تبديل ميشود. برخي علماي اهل سنت پا را از اين هم فراتر گذاشته و گفتهاند ما امام زمان(عج) را زيارت كردهايم. حجتالاسلام والمسلمين سيدعبدالله فاطمينيا در سخناني در نشست خبري جشنواره بينالمللي آخرين منجي، از تحريفات وارد شده در برخي متون اسلامي درخصوص امام زمان(عج) پرده برداشت. به نوشته جام جم، حجتالاسلام فاطمينيا با بيان اينكه در مساله عام مهدويت بين شيعه و سني هيچ اختلافي نيست، گفت: در زمينه بحث خاص و تطبيقي مهدويت نيز بسياري از دانشمندان اهل سنت به همان كيفيتي كه ما درباره امام زمان(عج) معتقديم، اعتقاد دارند و اگر نام علماي سني كه به اين اعتقاد استوارند ذكر شود، به كتابي ضخيم تبديل ميشود. استاد فاطمينيا اضافه كرد: متقي هندي كه كتاب «كنزالاعمال» او مرجع و منبع اهل سنت است، خود كتابي مستقل با نام «البرهان في علامات مهدي آخر الزمان» نگاشته است و حتي برخي علماي اهل سنت پا را از اين هم فراتر گذاشته و گفتهاند ما امام زمان(عج) را زيارت كردهايم. وي افزود: عالم برجسته اهل سنت شيخ عبدالوهاب شعراني در كتاب «الميزان الكبري» با بيان خصوصيات حضرت صاحبالامر(عج) ميگويد كه زمان ولادت وي نيمه شعبان سال 255 هجري است و ادامه ميدهد كه: وهوحي الموجود باق حتي الان يعني به زنده بودن ايشان تصريح ميكند. فاطمينيا درباره تصريحات ابنعربي عارف بزرگ اسلامي درخصوص حضرت حجت(عج) گفت: در فتوحات مكيه جايي كه او درخصوص امام زمان(عج ) صحبت ميكند، ميگويد كه او كسي است كه دنيا را پس از پر شدن از ستم پر از عدل و داد ميكند و اگر يك روز از دنيا باقي مانده باشد، آنقدر طولاني ميشود تا او ظهور كند. وي اضافه كرد: در تمام نسخههاي اخير اعم از چاپ 8 جلدي 130 سال پيش در مصر، چاپ 4 جلدي شيخ عبدالغني نابلسي در سوريه و چاپ 5 جلدي كشميري در مصر پس از ذكر اين عبارت فقط نوشته شده است كه: من ولد فاطمه رضيالله عنها. استاد حوزه و دانشگاه در ادامه گفت: شيخ عبدالوهاب شعراني عالم مصري قرن نهم كه به گفته خود به نسخه اصلي فتوحات مكيه دسترسي داشته، در تلخيصي كه از اين كتاب با نام «اليواقيت و الجواهر» نوشته است، عبارت صحيح ابن عربي را در اين خصوص آورده است و در آنجا ابن عربي پس از ذكر نام حضرت زهرا(س) تصريح ميكند: و والده الامام العسكري(ع) و سپس نام پدران امام حسن عسكري تا امير المومنين (ع)را ذكر ميكند. ![]() فاطمينيا تصريح كرد: حتي ابن عربي در ضبط دقيق اسامي ائمه توجه داشته، مثلا آورده است: الامام التقي بالتاء و الامام النقي بالنون. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 16:40 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
یک سوال اساسی از من و شمای منتظر! انتظار سخت است یا آسان!؟
از پیامبرگرامى اسلام (ص) دو روایت معروف نقل شده است كه با مقایسه آن مى توان به دشوارى انتظار پی برد!
افضل لاعمال احمزها (1)
برترین اعمال دشوارترین آن است.
چرا دشوار؟! چرا پرمشقت؟! چرا پر زحمت؟!
علل دشوارى وظیفه منتظران را مى توان در چهار محور خلاصه كرد:
رسیدن به این مراحل كارى است بس دشوار! اما شدنى! این یعنی اینکه تقوا داشتن آسون نیست. یعنی صبر داشتن کار هر کسی نیست. یعنی دیندار بودن راحت نیست. دست آخر اینکه، حق و حقیقت رو به زبون آوردن و با ظلم جنگیدن به همین راحتیا نیست که ماها فکرشو میکنیم.
هركس دشوارى انتظار را هموار كرد در زمره منتظران حقیقى مولا قرار مى گیرد.
كه امام صادق (ع) فرمود:
هركس مى خواهد در شمار منتظران حقیقى باشد باید پارسایى پیشه كند و متخفق به مكارم اخلاق گردد. (3) ان شاءالله همه ما از منتظران راستین امام حاضر عجلالله باشیم.
التماس دعا
«اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 16:28 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
زیبا روی نورانی : مهدی صاحب الزمان علیهالسلام از معدود انسانهایی است که از نهایت زیبایی صورت و اندام برخوردار است، تا آنجا که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در باره او فرمود: اَلْمَهْدِیُّ طَاوُوسُ اَهْلِ الْجَنَّةِ عَلَیْهِ جَلَابِیبُ النُّورِ؛ مهدی طاووس اهل بهشت است که جامههایی از نور او را در بر گرفته است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:30 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 11:39 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 10:33 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 19:24 توسط میلاد پرتویی نژاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
حال بیمار تو را دیدم و بیمار شدم ...((یا با صالح المهدی))... |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1390 اردیبهشت 1390 آذر 1389 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 تیر 1387 |
| پیوندها |
|
سلام برحسین |
|
RSS
|