تبليغاتX
...عشق یعنی انتظار منتظر...
...((جانم فدای رهبر))...

بولتن:تاریخ سی ساله انقلاب اسلامی به اندازه ۲۰۰ سال تجربه تاریخی غنی است و اگر محققی بتواند با قدرت پژوهشی به بررسی ابعاد انقلاب اسلامی بپردازد، یقیناً به مخاطبان خویش، آموزه های بسیار ارزنده ای را اعطاء خواهد کرد! محمد نوری زاد که روزی در برنامه های جهاد سازندگی، روایت فتح و برنامه های مذهبی رمضان و تولیدات ارزشی صدا و سیما و رسانه های مکتوب، مانورهای اعتقادی و آرمانی متعددی را به نمایش می گذاشت، با انتشار نامه هایی نفاق آلود، عملاً تسلیم درونی خویش را در برابر دشمنان سیاه نما و بدخواه انقلاب اسلامی، زبونانه علنی کرد. از عکس های یادگاری اش با اعضای کهنه کار نهضت آزادی گرفته تا آخرین بدرقه ای که با حضور عناصر غیر خودی، ذهنیت دار و مسئله ساز در روزهای اخیر برای انتقال مجددش به زندان انجام گرفت، معلوم شد که نوری زاد از اول هم آدم آنها بود و در میان خودی ها نفوذ کرده بود و در این سالهای متمادی، در اندیشه و رویای آوینی شدن، افکار عمومی را بازی می داد. بنابراین گزارش پس ازعلنی شدن انحراف واقعی نوری زاد برخی از افرادی که از نزدیک با اندیشه ها وافکار وی آشنا بودند نامه هایی را خطاب به وی و برای روشن شدن افکار عمومی منتشر کردند که از ماهیت واقعی نوری حکایت می کند که در ادامه به برخی از این نامه ها اشاره می گردد. “همانگونه که امریکا در طوفان های آخرالزمانی و در سیلاب عظیمی که به راه افتاده غرق خواهد شد، ما نیز اگر از اسلام و ولایت فقیه و حقیقت فاصله بگیریم و از کشتی نجات ولایت خارج شویم، غرق خواهیم شد و کسی وجود و بقاء ما را تضمین نکرده است”. این بخشی از یک مقاله محمد نوری زاد در روزنامه کیهان است که در سلسله مقالاتی با عنوان ”جهان پس از آمریکا “ منتشر شده است. اما امروز حکایت مواضع محمد نوری زاد شنیدنی است. وی در بخشی از نامه هایش این ادعا ها را مطرح می کند: ـ انقلاب اسلامی در این سی سال، به موفقیت دست پیدا نکرده و نتوانسته است که مدینه فاضله‌ای که وعده‌اش را می‌داد بسازد. ـ ...

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 13:31  توسط میلاد پرتویی نژاد | 





آیا با اعمالی که انجام می دهید توقع ظهور حضرتش را دارید ؟؟؟

به خود بیایید...

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اردیبهشت 1390ساعت 15:55  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

ای دوازدهمین اجابت کننده دعای احمد(ص)..!
مارا در دوام موءدت خودمدد رسان..
به وسعت دلتنگی دوستانت سوگند که دست مارا از دامان دریایی خود جدا مکن.
دعای عهد وعده داد آمدنت زود است..
ای قائد ودیعه نهاده شده !
چقدر دیر زود می شود....!

.
.
.
.
مهدی جان !بیا و
دلتنگیمان را پایانی خوش بخش.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 20:12  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

روز مرگ قساوت‏ها

روز مبعث، روز برانگیختن خردهایی است که در تابوت خُرافه‏گرایی، هوس‏پرستی و جهل‏پیشگی دفن شده بود. روز مبعث روز تولّد عاطفه‏هاست؛ عاطفه‏هایی که در رقص شمشیرها زخمی می‏شد و در جنگل نیزه‏ها جان می‏باخت. آن‏روزها، دخترکان معصوم، به جای آغوش گرم مادر، در دامان سرد خاک می‏خفتند. جوانان بلندقامت، در جنگ جهالت‏ها، جان به بارش تیرها می‏دادند و زنان بی‏پناه، در بند اسارت می‏زیستند. آه که چه خارهایی به پای بشریّت می‏خلید و چه زخم‏هایی دل عاطفه‏ها را می‏خَست.

روز مبعث، روز مرگ قساوت‏ها و شرارت‏ها بود؛ روز مرگ کرامت‏هایی که به پای بت‏ها قربانی می‏شد؛ روز مرگ جهل و شرک و پرستش‏های ناروا بود.

میلاد ارزش‏ه

روز مبعث، روز میلاد ارزش‏هاست؛ ارزش‏هایی که زنده به گور می‏شد و اصالت‏هایی که در بستر احتضار رو به خاموشی می‏رفت. در آن روز، بذر عشق و مهرورزیدن و مهربان زیستن در دشت تفتیده دل‏ها پاشیده شد و هزاران هزار گل عاطفه از آن رویید. لبخند بر لب‏ها نشست‏دست گرم نوازش بر سر یتیمان کشیده شد. شمشیرهای خشونت زنگار گرفت و سفره محبت آغوش گشود. نوع دوستی بنیاد یافت و کینه‏توزی جان باخت. از چشمه چشم‏ها مهر جوشید و در دریای سینه‏ها عشق خروشید. زندگی زیبا و بودنْ تماشایی شد. روز مبعث، روز بارش برکت، روز سرافرازی انسان، روز برآمدن آوازهای سپید و روز بوسه زدن بر چهره خورشید، بر همه جهانیان مبارک باد.

منجی بزرگ بشر

از طلوع خورشید اسلام و انقلابِ عظیم پیامبر آن، حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، هزار و چهارصد و اندی سال می‏گذرد. از آن زمان تاکنون، تاریخِ جهان پی‏درپی ورق خورده است‏رویدادهای گوناگون و دگرگونی‏های حیرت‏انگیز، چهره‏ای تازه به آن بخشیده است‏آن‏چنان که شیوه همیشگی گذشت زمان است، نوها به کهنگی گراییده و کهنه‏ها به اعماق فراموشی ذهن‏های تاریخ پیوسته است. اما این حقیقت که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نجات دهنده بزرگ بشر بود و آیینش آیین زندگی، هر زمان از زمان دیگر روشن‏تر می‏درخشد؛ چرا که او جاودانه‏ترین تمدّن‏ها را بنیان نهاد، زندگی‏سازترین فرهنگ‏ها را گُسترد و انسان‏پرورترین ارزش‏های اخلاقی را نهادینه کرد. درود بی‏کران خداوندی بر روان پاک او باد.

سفیر خداوند

محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم سفیر خداوند بود بر بندگان تشنه حقیقت و محبّت، و هدف نهایی او برای خلقت همه هستی؛ که لولاکَ لما خَلَقْتُ الاَفْلاکَ؛ گل‏سرسبدهستی، مایه فخر و مباهات خداوند عالم نزد ملایک و جانشین راستین او بر روی زمین. کسی که:

بَلَغَ العُلی بِکمالِهِ کَشَفَ الدُّجی بِجمالِهِ
حَسُنتْ جَمیعُ خِصالِهِ صلّوا علیه و آله

با غمزه و اشاره‏ای، نکته‏ها و رازها آموخت و به مقام استادی عالم رسید.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسئله‏آموز صد مدرس شد

محبوبی که با جمال سیرت و صورت خود، همه پرده‏های تاریک جهل و حجاب‏های خودخواهی را کنار زد و در سیر معراجی خود از جبرائیل، امین وحی الهی، پیشی گرفت؛ دل‏سوزی که تا دم آخر، رنج‏ها و دردها را تحمّل کرد تا نشان زیبایی «رحمةً للعالمین» را از دست بخشنده خدا، دریافت کند.

رویش اندیشه ناب

آبشار نور، جاری بود. آسمان پولک‏های زیبایش را به رخ تماشاگران می‏کشید و ماه بر چشم نظارگران جمالش رنگ نقره می‏پاشید. عطر شفابخش بهار در فضا می‏پیچید و امید زندگی در جان موجودات جهان می‏جوشید. در آسمان نیلگون مکّه، دمادم ستاره می‏شکفت. آن شب نبض کائنات از انتظاری مقدّس، می‏تپید. روح خسته و فرسوده عالم، انتظار پیشوایی را می‏کشید. سخن از ترسیم سیمای آفتاب بود و صورتگرْ، کردگار جهان. در آن شب، باغبان آفرینش، بهترین گل‏هستی را برگزید تا دنیا را سرمست عطر جانبخش آن سازد. بعد از آن بارانی از طراوت بارید و خاک بوی افلاک گرفت. دل‏ها وسعت یافت و چشم‏ها چشمه‏سار سرور شد و عشق و ایمان شفاف‏تر شد. روز مبعث، روز رویش اندیشه ناب، روز مهر و آیینه و مهتاب، را بر همه شیفتگان آفتاب، شادباش می‏گوییم.

گل‏واژه‏های وحی

از بلور ماه، لبخند مهر می‏تراوید. غار حرا تجلّی‏گاه نور بود. جبرئیل امین، گل‏واژه‏های وحی را منتشر می‏کرد. در آن‏شب، محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بر سریری می‏نشست که عرش نبوّت بود. او در آن جغرافیای زمین، راه تاریخ را می‏گشود و چراغ خورشید را می‏آویخت تا راه ما را تا فرجام، راهنما باشد. در سال‏روز مبعث هنوز هم شکوه آن خاطره، جام زیستنمان را سرشار می‏کند و شکوفه‏های شادی را در دلمان شکوفا می‏سازد.

راز خلقت زمین

آن شب، «زمزم» زمزمه شادی داشت و «مروه» در تماشای صفای یار بود و کعبه در طواف فرشتگان، که از حریم‏خدا محرمی به حرم پا نهاد که صفایش مروه و شعورش مشعر و عرفانش عرفات را به شگفتی می‏نشاند. او از سمت «صفا» آمده بود و «سعی» بر وفا کردن به «عهد» ازلی داشت. بعد از او «منا» مذبح منیَّتْ بود. او یاد داد که با سنگ‏ریزه‏های برائت، بت‏های درون و برون را «رمی» کنیم و عرفان عرفات را بیابیم. او اندیشه‏ها را به ضیافت معرفت می‏برد و دل‏های عاشق را با پای «هروله» به سوی صحرای نیاز می‏کشاند. سلام ساکنان سماوات و زمین بر او باد که مباهات آفرینش بود و راز خلقت کائنات.

پرچمدار عدالت

ابر سیاه فساد و گناه، بر آسمان جهان، سایه افکنده بود. عواطف انسانی پایمال شده بود. بت‏هایی از جنس بشر، اما بی‏رحم، حاکمان ملّت‏ها بودند و بت‏هایی از سنگ و چوب مظهر پرستش.

نه نسیم عدالتی می‏وزید و نه زلال مهر و عطوفتی جاری بود. صدایی جز چکاچک شمشیرها و نعره‏های جاهلیّتِ موهوم، همراه با آخرین ناله‏های دخترکانی معصوم، که زنده زنده به گور می‏رفتند، شنیده نمی‏شد. در چنین فضایی مخوف، محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ظهور کرد تا انسان را به چشمه‏های هدایت و انسانیّت رهنمون باشد. آمده بود تا با شعار آزادی، برابری و برادری، انسان‏های تحت ستم را از سلطه جبّاران و ستمگران برهاند و چنین نیز شد. در اندک زمانی تعالیم آن حضرت، همراه با آیات جان‏بخش قرآن، نه تنها جزیرة‏العرب، که سرزمین‏های دیگر، را نیز به لرزه درآورد و پرچم عدالت را در جهان گسترد.

تنها شاهد زمینی

کوه «نور» در شمال مکّه قرار دارد. در نقطه شمالی این کوه، غاری است به قدر قامت یک انسان که با گذر از سنگ‏های بسیار می‏توان به آن رسید. این غار از آشنای صمیمی خود، خاطرات بسیار دارد. امروز هم مردمان به عشق شنیدن این سخنان، با رنج بسیار، خود را به آستان آن می‏رسانند که از او سرگذشت وحی را بپرسند. غار حرا نیز با زبانِ حال می‏گوید، این‏جا، عبادتگاه «عزیز قریش» است. من شب‏ها و روزهای بسیاری را به یاد دارم که محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به این مکان دور از غوغا می‏آمد تا با خدای خویش خلوت کند. من دل‏گفته‏ها، حرف‏ها و اشک‏های محمّد را دیده‏ام و هرگز آن‏شب رازانگیز را که جبرئیل برای اوّلین‏بار، پیام وحی‏خدا را بر محمّد می‏خواند، از یاد نخواهم برد. من تنها شاهد زمینی بعثت محمّدم.

آغاز وحی

«فرشته‏ای از طرف خدا، مأمور شد آیاتی چند به عنوان طلیعه و کتاب هدایت و سعادت، برای امین قریش بخواند تا او را به کسوت نبوّت مفتخر سازد. آن فرشته جبرئیل و آن روز، روز مبعث بود. در آن روز فرشته‏ای با لوحی فرود آمد و آن‏را در برابر او گرفت و به او گفت: «بخوان». او از آن‏جا که درس نخوانده بود، پاسخ داد من توانایی خواندن ندارم. فرشته وحی دوباره او را به خواندن فرا خواند ولی همان جواب را شنید. فرشته بار دیگر سخن خود را تکرار کرد. ناگهان سید بطحا احساس کرد می‏تواند لوحی را که در دست فرشته است بخواند. در این موقع، آیاتی را که در حقیقت دیباچه کتاب سعادت بشر است، خواند: «به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که آفرید. انسان را از علق آفرید. بخوان و پروردگارت کریم‏ترین کریمان است؛ همان کس که به وسیله قلم آموخت».

خاتم پیامبران

محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم راز خلقت زمین و گل سرسبد عالم هستی است؛ اولین نور، آخرین فرستاده، برترین انسان و محبوب‏ترین خلق خداست. او عصاره همه انبیای الهی است. در وجود او خُلق آدم، نیروی نوح، طاعت یونس، وقار الیاس، صبر ایّوب، صدای دلکش داوود، عظمت سلیمان، محبت دانیال، عصمت یحیی، کردار خلیل، قول اسماعیل، صورت یوسف، شکیب موسی و زهد عیسی، تجلّی یافته است، محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم پیشوای همه پیامبران است.

بارقه آسمانی

افق اجتماع مردم در حجاز هم‏چنان تاریک بود. آشفتگی، اوضاع مردم را ناملایم کرده بود و امنیّت جانی و مالی و ناموسی نداشتند. از علم و حکمت خبری نبود. فضیلت آنها فقط در شعرسرایی و قصّه‏پردازی بود. ابرهای سیاه جهالت سَرتاسر آن محیط در تاریکی فرو برده بود. ناگهان از شهر مکه نور پاکی همچون بارقه آسمانی فضای عالم را روشن کرد. این نور پاک که حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بود محیط زندگانی عقلانی بشر را برای همیشه منوّر گردانید.

اعلان نبوّت

آن روز که اعلان نبوّت داده شد، روز مجد و شرف، روز طلوع سعادت و عزت، روز رشد عقلی و ترقی ملی بود. روزی بود که بزرگ‏ترین منجی عالم بشریت، محمد بن عبد اللّه، برانگیخته شد و با نور قرآن، عالم را نورافشانی کرد.

لحن فرح‏بخش

روزی که پیامبر بزرگ الهی حضرت محمّد مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم برای هدایت بشر برانگیخته شد، ندایی آسمانی از مشرق کوه حرا، بلند شد و در دنیای بشریّت طنین‏انداز گردید. این آهنگ ملایم طبع بشر بود و مردم جهان در انتظار چنین آهنگی بودند، و با افق فکر و خرد خردمندان سازگار گردید. این لحن فرح‏بخش بر دل انسان نشست سطح اندیشه او را بالا برد.

رحمة للعالمین

حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم حامل اسرار آفرینش و راز خلقت بود. وجود او به ارسال پیامبران الهی و انزال کتاب‏های آسمانی پایان داد. اعلامیّه ختم نبّوت را او در دست داشت و با منصب رَحْمَةً للعالمین، از قلّه حرا به طرف مردم سرازیر شد تا خود تجلّی انوار رحمت الهی بر دیدگان بندگان خدا گردد.

دین فطری

آخرین برگزیده الهی قانونی آورد که از مبدأ آفرینش شروع می‏شود، تا منتهای سیر آدمی، ادامه می‏یابد. شریعتی که با روحیه بشر سازگار و با طبیعت او عجین و آمیخته شده بود، دینی که فطری و قانون اجتماعی بود.

دین معتدل

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در سیر رسالت الهی‏اش قانونی معتدل و به دور از افراط و تفریط آورد و به مادیت یهود و رهبانیت نصارا خاتمه داد؛ دینی که بین روح و بدن جمع و انسانی جامع تربیت کرد.

تغییر خطّ تاریخ

مبعث روزی است که تاریخ خطّ سیر خود را عوض کرد؛ روزی که به پرستش معبودان چوبین و گلی خاتمه داد و بت‏ها را در هم فرو ریخت، بشر را بر کردار زشت و عبث خود شرمنده ساخت، و خرافات و اوهام را از میان برداشت.

آشنا ساختن با لذّت‏های معنوی

مبعث روزی است که پیامبر الهی برانگیخته شد تا بشر غرق در مادیت را با لذّت‏های معنوی آخرت آشنا کند. وظایف او را به او یادآورد و به سرنوشتش آشنا سازد تا در سایه تقوا و خشیت نسبت به درگاه الهی، سعادت دنیا و آخرت رهاوردش باشد.

رشد عقلی بشر

در محیطی که علم و تمدّن در آن راهی نداشت، در ظلماتی که خبری از فلسفه و حکمت نبود، در جامعه‏ای که نوشتن و خواندن معمول نبود و جز چندنفر انگشت‏شمار کسی نمی‏توانست بنویسد و بخواند، آن نابغه آسمانی ظهور کرد و مکتب‏خانه هفت‏اقلیم را بسته و درس علم و حکمت و اخلاق را تا سرحد کمال عقلی آدمیان به مردم آموخت، چنانچه بالاتر از آن ناممکن بود و به تصوّر نمی‏آمد.

انقلاب توحید

مبعث روزی است که نهضت معنوی شروع شد و انقلابی عظیم در عالم بشری به وجود آمد که هنوز برکات آن ادامه دارد. و این انقلاب عبارت است از توجه به حقیقتی واحد که خداوند یکتای بی‏همتاست که با فرستادن آخرین رسول خود ـ که رهبر این انقلاب بود ـ پایه‏های انقلاب را پی‏ریزی کرد.

در اندیشه‏ی سرنوشت انسانیّت

در روزگاری که بشریّت دچار سهمگین‏ترین بحران‏ها بود، زندگی به صورت جهنمی درآمده بود. از ستم، اختلاف، قتل، غارت، تجاوز، حق‏کشی، بی‏ایمانی؛ جهان چون زورقی بی‏بادبان بر سر امواج‏خطرناک اقیانوس‏طوفانی تاریخ از سویی به سویی می‏افتاد اگر از گردابی برون می‏آمد، به گردابی دیگر فرو می‏رفت ـ مردی در دل کوه‏های‏مکه خدا را عبادت می‏کرد و به سرنوشت تاریخ انسانیت و ارزش‏های والا می‏اندیشید.




شعار توحید

پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با شعار «قُولُوا لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ تُفْلِحُوا؛ بگویید خدایی نیست جز خدای یگانه تا رستگار شوید»، مردم را به توحید فراخواند و به یکتاپرستی دعوت نمود و مذاهب دیگر را که در دست‏خوش تحریف قرار گرفته بودند منسوخ و باطل اعلام کرد.

تربیت مردم

حضرت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با تعلیم و آموزش اصلِ «گرامی‏ترین و عزیزترین شما در نزد خداوند پرهیزگارترینِ شماست»، از میان مردم آن‏روز، انسان‏هایی آزاده و پاک و بزرگ و قهرمان تربیت کرد و قومی پراکنده و کینه‏توز و بی‏ایمان را به مردان و زنانی فداکار و مؤمنانی با اخلاص و مجاهد بدل ساخت.

پرشورترین حماسه‏ی تاریخ

انبیای الهی شاه‏کار خلقتند. زندگی آنها هم شاه‏کار تاریخ و مملوّ از حماسه‏های پرشور آفرینش است. در میان انبیا هیچ‏یک به اندازه‏ی پیامبر بزرگ اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم زندگی پرحادثه‏ای نداشته است. مطالعه تاریخ آن‏حضرت صحنه‏های‏گوناگون آموزنده‏ای را از نظر ما می‏گذراند. صحنه‏های میلاد آن بزرگوار، صحنه‏های پرابهّت نخستین روزهای نزول وحی و به‏دنبال آن مقاومت سیزده ساله در مکه، و صحنه‏های پرهیجان هجرت و سال‏های پس از آن. از این‏رو اگر زندگی آن‏حضرت را پرشورترین حماسه تاریخ بنامیم اغراق نکرده‏ایم.

حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در کلام امام خمینی رحمه‏الله

منزلت اجتماعی پیامبر

پیغمبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم از همین جمعیت پایین بود، از بین همین جمعیت پاشد و قیام کرد. اصحاب او از همین مردم پایین بودند. از این طبقه سوم بودند. آن طبقه بالا مخالفین پیغمبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بودند. از همین توده پیدا شده است و برای همین جمعیت، همین ملّت قیام کرده است و به نفع همین ملّت احکام آورده است.

شریف‏ترین روز

باید عرض کنم، که روز بعثت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در سرتاسر دهر، مِنَ الأزَلِ الی الأَبد [= از ازل تا ابد]»، روزی شریف‏تر از آن نیست، برای این‏که حادثه‏ای بزرگ‏تر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده. بعثت انبیای بزرگ اولوالعزم و بسیاری از حوادث بسیار بزرگ [اتفاق افتاده] لکن حادثه‏ای بزرگ‏تر از بعثت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم [دیده[ نشده است و تصور هم ندارد که بشود، زیرا که بزرگ‏تر از رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در عالم وجود نیست، غیر از ذات مقدّس حق‏تعالی.

انگیزه بعثت، تزکیه‏ی نفوس

انگیزه‏ی بعثت این است که ما را از این طغیان‏ها نجات دهد و ما تزکیه کنیم خودمان را؛ نفوس خودمان را مصفّا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم. اگر این توفیق برای همگان حاصل شد دنیا یک نوری می‏شود نظیر نور قرآن و جلوه نورحقّ.

بعثت، تحوّلی علمی عرفانی در عالم

مسئله بعثت یک تحول علمی ـ عرفانی در عالم ایجاد کرد که آن فلسفه‏های خشک یونانی را که به دست یونانی‏ها تحقّق پیدا کرده بود و ارزش هم داشت و دارد، لکن مبدل کرد به یک عرفان عینی و یک شهود واقعی برای ارباب‏شهود.

بعثت و رفع ظلم

بعثت رسول خدا برای این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند؛ راه این‏که مردم بتوانند با قدرت‏های بزرگ مقابله کنند به مردم بفهماند، بعثت برای این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را، و اجسام مردم را، تمام این‏ها را از ظلمت‏ها نجات بدهد. ظلمات را به کلی کنار بزند و جای او را نور بنشاند. ظلمت جهل را کنار بزند و به جای او نور عمل بیاورد. ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جای او عدالت بگذارد.



حکومت قانون

حکومت رسول اللّه و حکومت امیرالمؤمنین حکومت قانون است؛ یعنی قانون خدا آنها را تعیین کرده است. آنها به حکم قانونْ واجب الاطاعة هستند. پس حکم از آنِ قانون خداست و قانون خدا حکومت می‏کند.

صبر و استقامت عامل پیروزی

استقامت که لازمه رهبری انبیای گرامی است، به طور کامل در رسول اکرم بود؛ «فَاسْتَقِیمُ کَما اُمِرْتَ».

نهضت کن و استقامت کن. این دو خاصیّت در پیشبرد مقاصد بزرگ پیغمبر اسلام دخالت داشت: قیام و استقامت. این استقامت موجب شد که با این‏که هیچ در دست نداشت و تمامی قوای قدرتمندان بر خلاف او بود ـ به طوری که در مکه نمی‏توانست به طور علنی دعوت کند ـ لکن مأیوس نمی‏شد از این‏که نمی‏تواند علنا مردم را دعوت کند. مأیوس نبود.

صراط مستقیم

وحی شد بر مصطفی برخیز، اقرأ باسم ربّک ای حبیب من ز جا برخیز، اقرأ باسم ربّک
تیره شد رخسار گیتی، خیره شد دیو تباهی چیره شد جهل عِما برخیز، اقرأ باسم ربّک
کردگارت برگزید از خلق تا امروز خوانی خلق را سوی خدا، برخیز، اقرأ باسم ربک
هم رسولی، هم سفیری، هم بشیری، هم نذیری هم تویی خیرُالوَری برخیز، اقرأ باسم ربّک
مردمی را کز خدا بیگانه‏اند، از حق گریزان با خدا کن آشنا برخیز، اقرأ باسم ربّک
دختران را زنده بسپردن به خاک تیره تا کِی؟ ختم کن این ماجرا برخیز، اقرأ باسم ربّک
نور امیّدی که روزی کرد روشن طورسینا جلوه‏گر شد در حرا برخیز، اقرأ باسم ربّک
انفس و آفاق در تسخیر و فرمان تو آید چون برافرازی لوا برخیز، اقرأ باسم ربّک

علی خاتمی نوری

محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم

مهر را روشنی از روی تو افروختن است ماه را حسن ز رخسار تو آموختن است
گُل به پیش گُل رخسار تو ای رشک بِهشت همچو خاری است که شایسته آن سوختن است
آرزویی که به دل یوسف کنعانی داشت خویشتن را به غلامیّ تو بفروختن است
وصف روی تو مگر روی تو گوید، ور نه حدّ ما دیدن و حیرانی و لب دوختن است
کار «بنده» همه‏ای خسرو خوبان، به جهان جان و دل دادن و خود مهر تو اندوختن است

بنده ـ شاعر زبان قاجاریه

بخوان به نام خدا

غنوده کعبه و امّ القری به بستر خواب ولی به دامن غارحرا دلی بیتاب
نخفته، شب همه‏شب، دیده خدابینش ز دیده رفته به دامن سرشک خونینش
که پیک حضرت دادار، جبرئیلِ امین عیان به منظر او شد، خطاب کرد چنین:
«بخوان به نام خدایی که ربّ ما خَلَق است پدیدآور انسان ز نطفه و عَلَق است
بخوان که ربّ تو باشد ز ماسوا اکرم که ره نمود بشر را، به کار بُردِ قلم»
به گوش هوش چو این نغمه سروش شنید هزار چشمه نور از درون او جوشید
درون گلشن جانش شکفت رازِ وجود گشود بار در آن‏دم به بارگاهِ شهود
درود و رحمت وافِر، ز کردگار قدیر بر آن گزیده یزدان، بر آن سراج منیر

محمود شاهرخی

مکتب صف

این پیک مشک‏بوی و مسیحادم از کجاست؟ کاین‏گونه دلنواز و روان‏بخش و جان‏فزاست؟
احمد که کُنیت و لقب و نام و نعت او بوالقاسم و محمّد و محمود و مصطفاست
رخسار او طلیعه انوارسرمدی گفتار او، سفینه دُرهای پربهاست
آیینه‏ای که، مظهر آیات ایزدی است گنجینه‏ای که، منبع الطاف کبریاست
زیبد نشان خاتم و اورنگ خسروی بر رهبری که قافله سالار انبیاست
نور رخش، چراغ ره سالکان حق خاک درش، کلید در رحمت خداست
سرلوحه فضیلت و سرحلقه وجود سرمایه حقیقت و سرچشمه بقاست

قاسم رس

جمال محمّد

ماه فرو ماند از جمال محمّد سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست در نظر قدر با کمال محمّد
وعده دیدارِ هرکسی به قیامت لیله «اسرا» شب وصال محمّد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی آمده مجموع، در ظِلال محمّد
عرصه گیتی مجال همّت او نیست روز قیامت نگر مجال محمّد
و آن همه پیرایه بسته جنّت فردوس بو که قبولش کند، بلال محمّد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نِعال محمّد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد پیش دو ابروی چون هلال محمّد
چشم مرا، تا به خواب دید جمالش خواب نمی‏گیرد از خیال محمّد
«سعدی» اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمّد بس است و آل محمّد

سعدی

فخر عالم، فخر آدم

آن آیت آزادگی، آزاد جانی، آن شوکت نامش جهانگیری، جهانی
آن، جانِ جانِ جانِ جانِ جان جانها آن، در کلامش لطف آب زندگانی
آن مردِ مردِ مرد، در معنی نه در حرف آن آدمی‏خلقت، و لیکن آسمانی
آن نازنین خو، نازنین رو، نازنین طبع آن خیل خوبان را سزاوار شبانی
آن نیک فطرت، نیک خصلت، نیک عترت آن مهربان، آن آفتاب‏مهربانی
آن در کریمی شرمسار از وی کریمان آن در حلیمی، حلم را بنیان و بانی
آن عزّت و جود و شرف زیبنده او آن صدق دل با او نه تصدیق زبانی
آن فخر عالم، فخر آدم، آن محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم یعنی کتاب آسمانی را معانی

محمّدجواد بهجت

سرحلقه

سرحلقه عشاق به عالم، احمد یعنی هدف از خلقت آدم، احمد
رخشان و فروزنده بر انگشت وجود پیغمبری انگشتر و خاتمْ احمد
آمیزه شور و عشق و عرفان، احمد مفهوم عمیق علم و ایمان، احمد
من در عجبم چگونه با این‏همه وصف می‏زیسته در عالم‏امکان، احمد؟!

علی‏مرادی غیاث آبادی

هی هی از این عشق خوش احمدی

جان سحر، جسم سمن بوی توست شام، غلام سر گیسوی توست
ماه که خَم کرده سر خویشتن بوسه زنِ گوشه ابروی توست
ای سمن باغ خداوندگار سرو، غلام قد ناژوی توست
صبح ازل، پرتو پیشانی‏ات شام ابد، طُرّه دل‏جوی توست
آنچه ز گل نیک‏تر آمد به باغ باغِ گُل خُلق تو و خوی توست
زمزمه زندگی کاینات همهمه شور و هیاهوی توست
عقل تو سرمایه سنگین وحی عقل جهان کم به ترازوی توست
عقد ثُریّا به کف آسمان پیشکش گردن بانوی توست
کاش که فریاد دلم می‏شنید حلقه آن‏در که سر کوی توست
شاخه طوبی ندهد در بهشت آنچه در آن چنبر بازوی توست
هی‏هی از این عشق خوش احمدی ذکر لبم ناله هوهوی توست

علی موسوی گرمارودی

http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m05/13860517011.jpg

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 20:28  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
امام صادق (ع) : ((هر فقیهی که از دنیا می رود شکاف و رخنه ای در دین به وجود می آید))

ارتحال ملکوتی فقیه مجاهد ،عالم روشن ضمیر و مرجع بزرگ جهان تشیع ، حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمدتقی بهجت فومنی را به ساحت مقدس منجی عالم بشریت حضرت صاحب الامر و الزمان و تمامی شیعیان جهان به خصوص مقام معظم رهبری تسلیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 11:5  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

فرياد مظلوميت
زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.
- ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (سلام الله علیها) با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (سلام الله علیها) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله)»
- كودكى فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (سلام الله علیها) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله) بود.
اوج اين سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب عليه السلام به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (صلی الله علیه و آله) به وعده هاى فریبنده سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (سلام الله علیها) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
- عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
بر اساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله علیها) عطا خواهد كرد و امت، او را به شهادت خواهند رساند.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»
اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.
- گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق «اهتمام به دين» قرار داشت. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم.
بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار بر من گران نيايد. از پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت در حالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود.
اين نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پيروانش در جهت اهميت دادن به فهم و پرسشگرى دين و فرهنگسازى دراين زمينه است.
در موردى ديگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود. زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است.
- ماجراهايى كه پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آيد.
تعبير خود ايشان در شعر منسوب به حضرتش اين است: «مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.»
آن بانو به موجب كلام امام صادق عليه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و مکرراً از شدت غصه از حال مى رفت. اما آن ولى و حجت الهى به همه اين اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقويت دين خدا و تحكيم موقعيت وصى و جانشين رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هزينه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمينه نهيب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت انديشى دنيايى در خطر برگشت به جاهليت قرارشان داده بود.
اين چنين بود كه زهراى اطهر (سلام الله علیها) در چهره بزرگترين حامى و پيشواى مظلوم خويش ظاهر شد و سند حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام و مظلوميت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابديت بخشيد.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با شهادت خويش، يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.
در شرايطى كه جو سنگين حاكم بر مدينه نفس ها را در سينه ما خفه مى كرد، دختر پيامبر (صلی الله علیه و آله) حقايق را در چهره مسلمانان نهيب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دين و وحى او هستيد، شما امانتداران خدا بر خويشتن بوده و مأمور رسانيدن احكام دين او به ملل ديگر مى باشيد...
به سوى شما از ميان خودتان پيامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ايمان آوردن شما اصرار مى ورزيد و به مؤمنين دلسوز و مهربان بود...

و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود، كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد...
كجا مى رويد در حالى كه كتاب خدا پيش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هويدا و احكامش درخشان و نشانه هايش روشن و نواهيش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته ايد؟ آيا قصد اعراض از قرآن را داريد و يا به غير قرآن مى خواهيد داورى كنيد و حكم غير قرآن براى ستمكاران چه بد جزايى است! و هر كه جز اسلام دين ديگرى اختيار كند از او پذيرفته نشود و در قيامت جزو زيانكاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يك بانگ را تكرار مى كرد. فرياد اعتنا و توجه به دين خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: «فرياد بيدار باش به مسلمانان كه خط اصيل دين را گم نكنند» و اين نهيب ها در دوران پررنج پس از پيامبر (صلی الله علیه و آله) تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شكل فريادهاى اعلام مظلوميت على اميرالمؤمنين عليه السلام و يادآورى حق پايمال شده او كه نشانه زير پا نهادن دين خدا بود، درآمد.
باشد كه ما به عنوان شيعيان فاطمه زهرا
(سلام الله علیها) و عزاداران مصائب او اين پيام را دريابيم. به دين خدا اهتمام ورزيم و بكوشيم تا خط ولايت را گم نكنيم.
 

جلوه ايثار

۩ و يطعمون الطعام على حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا  (سوره دهر آيه 8 و 9)

«و بر دوستى او (خدا) به فقير و طفل و يتيم و اسير طعام مى‏دهند و گويند ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهيم و از شما هيچ پاداشى و سپاسى هم نمى‏طلبيم‏».

زمخشرى يكى از مفسرين بزرگ اسلام، در تفسير الكشاف به نقل از ابن عباس چنين گويد (تفسير الكشاف ج 4 ص 197 ): حسن و حسين (عليه السلام) بيمار شدند پيامبر (صلی الله علیه و آله) به همراه گروهى از آنان عيادت نمود و به على (عليه السلام) فرمود: چه خوب است‏براى شفاى فرزندانت نذرى كنى.

آنگاه على و فاطمه (عليهما السلام) و فضه نذر كردند كه اگر حسن و حسين عليه السلام بهبود يافتند سه روز روزه بگيرند هنگامى كه آن دو بزرگوار سلامتى خود را باز يافتند در خانه چيزى براى افطار وجود نداشت، از اين رو على (عليه السلام) سه صاع (هر صاع چهار مد و تقريبا يك من تبريز يا 3 كيلوگرم است) جو وام گرفت و به روايتى دیگر حضرت زهرا (عليها السلام) در خانه پشم ريسيد و سه صاع جو مزد گرفت (تفسير البرهان ج 4 ص 412).

فاطمه (عليها السلام) جو را دستاس نمود و با يك صاع آن براى هر يك از افراد خانواده قرص نان جوينى پخت و بر سر سفره افطار نهاد. هنگامى كه آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام و درود خدا بر شما اى خاندان محمد (صلی الله علیه و آله)! مسكينى از مساكين مسلمينم به من غذا دهيد، خداوند شما را از غذاهاى بهشتى نصيب فرمايد، خاندان وحى نان افطار خود را ايثار كردند و فضه نيز از آنان متابعت كرد. آن شب را با آب افطار كردند و شب را بدون غذا بسر آوردند.

فرداى آن شب نيز روزه گرفتند و چون شب فرا رسيد، نان افطارشان در سفره نهاده شد، يتيمى بر در خانه آمد و باز به همان ترتيب همگى غذاى خود را به آن يتيم ايثار كردند. و آن شب نيز با آب افطار كرده و خود گرسته ماندند. روز سوم را هم روزه گرفتند و هنگام افطار اسيرى تقاضاى كمك كرد و براى بار سوم آنچه در سفره بود به آن اسير ايثار شد.

صبح روز چهارم على (عليهالسلام) دست دو فرزند خود را گرفته و آنان را نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) برد پيامبر (صلى الله عليه و آله) حسن و حسين عليه السلام را ديد كه از گرسنگى چون مرغكانى مى‏لرزيدند، سپس از جا برخاست و به همراه آنان به خانه حضرت زهرا عليه السلام رفت، ديد فاطمه (سلام الله علیها) در محراب به عبادت مشغول است در حالى كه كه از شدت گرسنگى چشمانش در گودى نشسته است. منظره تأثر آورى بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) افسرده خاطر شد، در آن هنگام جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اين هديه را بگير خداى تعالى به داشتن چنين اهل بيتى به تو تهنيت گفته است. پس سوره «هل اتى‏» را بر پيامبر (ص) خواند. (تفسير البرهان ج 4 ص 412- الميزان ج 20 ص 132).

 

حديث عبادت زهرا (سلام الله علیها)

قصه نيايش زهرا (سلام الله علیها) در آينه عبارت نگنجد. در اين بخش چند حديث زيبا از زبان حضرات معصومين (عليهم السلام) در ترسم سيماى عبادى فاطمه (سلام الله علیها) تقديم مى‏شود.

۩ سالت عن ابا عبدالله (عليه السلام) عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نور الكواكب لاهل الارض. علل الشرايع، ج 1: ص 215.

راوى مى‏گويد از حضرت صادق (عليه السلام) علت نامگذارى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود: چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مى‏ايستاد، فروغ نورش براى ساكنان آسمان مى‏درخشيد، همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مى‏درخشد.

۩ قال موسى بن‏ جعفر (عليه السلام):

كانت فاطمة (سلام الله علیها) اذا دعت تدعوا للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقيل لها يا بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) انك تدعين للناس و لا تدعين لنفسك فقالت: الجار ثم الدار. علل الشرايع، ج 1:216.

حضرت موسى بن‏ جعفر از پدرانش نقل مى‏كند: هرگاه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دعا مى‏كرد، براى زنان و مردان مؤمن دعا مى‏كرد و براى خود دعا نمى‏كرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مى‏كنيد، اما براى خودتان دعا نمى‏كنيد؟ فرمود: اول همسايه آنگاه خانه.

۩ قال ابو عبدالله الصادق (علیه السلام):

كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام. (جمال الاسبوع: 173. )

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مادرم فاطمه (سلام الله علیها) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى.

 

تسبيح زهرا (سلام الله علیها)؛ هديه آسمانى

پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏». (عدنان زعفرانى، ص‏9)

در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه (سلام الله علیها) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» (عدنان زعفرانى، ص 21 )

درك هديه بزرگى كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء كرد، به گونه ‏اى است كه انسان از وصف آن عاجز مى‏ماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومين (علیهم السلام) است كه تا اندازه‏ اى مى‏توان از بركاتش بهره‏ مند شد.

۩ امام باقر (علیه السلام) درباره تسبيح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، مى‏فرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء مى‏كرد.»  (تسبيحات حضرت زهراء، ص‏10، به نقل از علل الشرايع/366.)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:18  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

 

ظهور منجي بشر در دوران آخرزمان، باوري است قطعي و همگاني. اديان و شرايع توحيدي و غيرتوحيدي و نيز بعضي از مكاتب بشري، نويد چنين روزي را به پيروان خويش داده‏اند. در اين ميان، اسلام با مباني قويِ نظري و عملي، موضوع ظهور را به صورت صحيح تبيين كرده و با راهكارهاي مناسب و درخور، واژه انتظار و منتظرِ مصلح را در ميان جوامع اسلامي تبيين كرده است. 

واژه مهدويّت و مهدي عليه‏السلام تبلور فرهنگ انتظار است كه همه مسلمين، اعم از شيعه و اهل سنت در باور داشتِ آن، اتفاق نظر دارند. از زمان ظهور اسلام، پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت عليهم‏السلام و صحابه و ياران ايشان، عهده‏دار تبيين فرهنگِ مهدويت بوده‏اند و اين رسالت در هر عصري، ميان آنها ادامه پيدا كرده تا دوران غيبت كبرايِ امام زمان عليه‏السلام كه در اين برهه مهم و حساس، علما و مبلغان ديني مسئوليت تبيين و تثبيت آن را به عهده گرفته و مردم را به فرا رسيدن روزگار ظهور اميدوار مي‏كنند.

ضرورت بيان نشانه‏هاي ظهور

هر مسئله‏اي كه اهميت و مقبوليت عمومي داشته باشد، مخاطرات و تهديدها نسبت به آن از ناحيه سودجويان و فرصت طلبان بيشتر خواهد شد؛ از جمله اين مسائل كه داراي شاخصه‏هاي جهاني و همگاني است، ظهور منجي است كه به منزله اعتقاد و باور عمومي در همه اديان مطرح شده است. طبيعي است افرادي كه به دنبال منفعت و سودجويي فردي‏اند با آزمندي بسيار و با ظاهر سازي فريبنده به اغفال مردم مي‏پردازند تا به نيّت سوء خود برسند. 

از اينرو بيان نشانه‏ها و علايم ظهور، ضروري است و رهبران و بزرگان دين، براي جلوگيري از اين انحرافها و كج‏رويها و براي حفظ باورهاي اصيل مردم، بايد منجي و مصلحِ آخر زمان را با تمام شاخصه‏ها و خصال معرفي نمايند و براي ظهور و قيام او نشانه‏ها و علايمي را بيان كنند تا مردم در تميز سره از ناسره در تحير و ترديد نمانند.
 
از همين رو در روايات و احاديث بسياري منجيِ آخر زمان (= حضرت مهدي عليه‏السلام ) و كيفيت ظهور او، با تمام علايم و نشانه‏ها بيان شده است. 

در رويكرد كلي و كلان، مي‏توان نشانه‏ها و علايم ظهور امام زمان عليه‏السلام را به انواع مختلف تقسيم كرد كه به يكايك آنها خواهيم
 
”  واژه مهدويّت و مهدي عليه‏السلام تبلور فرهنگ انتظار است كه همه مسلمين، اعم از شيعه و اهل سنت در باور داشتِ آن، اتفاق نظر دارند. از زمان ظهور اسلام، پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و اهل بيت عليهم‏السلام و صحابه و ياران ايشان، عهده‏دار تبيين فرهنگِ مهدويت بوده‏اند....  “
پراخت:
الف) نشانه‏هاي عام و خاص 

1. نشانه‏هاي عام:
آن دسته از نشانه‏ها و علايمي كه شاخصه‏هاي كلي و عمومي دارند يعني در قالب پديده خاص، در برهه خاص و در افراد خاصي متصف نشده‏اند، «علايم عمومي» ناميده مي‏شوند؛ نظير احاديث و رواياتي كه از احوال و اوضاع مردمان آخر زمان خبر مي‏دهند و از انحرافات و كج رويهايي كه در آن دوره رخ مي‏دهد سخن به ميان آورده‏اند كه در واقع، نوعي بيان علايم و نشانه‏هاي ظهور امام زمان عليه‏السلام است، امّا در قالب و معيار كلي و عمومي. 

«عَنْ اِبْنِ عَباس عَنْ رَسُولِ اللّه‏ِ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله : فِي حَديثٍ اَنَّ اللّه‏َ اَوْحي اِلَيهِ لَيْلَةً اَسْري بِهِ اَنْ يُوصِيَ اِلي عَلِيِّ وَاَخْبَرَهُ بِالْأَئِمّةِ مِنْ وُلْدِهِ اِلي اَنْ قالَ وَآخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ يُصَلّي عِيسَي ابْنُ مَرْيَمَ خَلْفَهُ يَمْلأُ الاَْرْضَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَورا وَظُلْما... فَقُلْتُ اِلهي وَسَيِّدي مَتي يَكُوُنُ ذاكَ؟ فَاَوْحَي اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اِلَيَّ: يَكُوُنُ ذالِكَ اِذا رُفِعَ الْعِلْمُ وَظَهَرَ الْجَهْلُ وَكَثُرَ القِراءَةُ وَقَلَّ الْعَمَلُ وَكَثُرَ الْقَتْلُ وَقَلَّ الْفُقَهاء وَالْهادُونَ وَكَثُرَ فُقَهاءُ الضَّلالةِ وَالْخَوْنَةِ... وَكَثُرَ الْجَورُ وَالْفَسادُ وَظَهَرَ الْمُنْكَرُ وَاَمَرَ اُمّتُكَ بِهِ وَنَهي عَنِ الْمَعْروُفِ...؛1 

ابن عباس مي‏گويد: «در شب معراج، مطالبي به رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله وحي شد كه بايد به حضرت علي عليه‏السلام سفارش كند و به او در مورد ائمه بعد از آن حضرت كه از فرزندانش هستند خبر داد؛ تا آنجا كه فرمود: آخرين آنها [نشانه هايي دارد؛ از جمله اينكه [عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي‏خواند؛ زمين را پر از عدل و داد مي‏كند، چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد،... عرض كردم: خداوندا! آن كي خواهد شد؟ خداوند به من وحي كرد: هر گاه علم از ميان برداشته شود و جهل و ناداني ظاهر شود؛ قرائتهاي [قرآن [زياد امّا عمل كم شود؛ قتل و كشتار زياد شود، فقهاء و هدايت كنندگان واقعي كم شوند؛ علماي فاسق و خيانتكار زياد شوند،... جور و فساد زياد شود؛ منكر ظاهر شود؛ امت تو امر به منكر و نهي از معروف كنند،...» 

«حضرت علي عليه‏السلام در جواب سؤال «صعصعة بن صوحان» ـ كه از ياران آن حضرت بود ـ در باب دجّال و خروجش، و پيرامون نشانه‏هايي از ظهور امام زمان عليه‏السلام ، چنين فرمودند:
«فَاِنَّ عَلامَةَ ذلِكَ اِذا اَماتَ النّاسُ الصَّلاةَ وَاَضاعُوا الاَمانَةَ وَاسْتَحَلُّوا الْكِذْبَ، وَاكَلُوا الرِّبا وَاَخَذُوا الرُّشا وَشَيَّدُوا البُنْيانَ وَباعُوا الدّين
 
”  آن دسته از نشانه‏ها و علايمي كه شاخصه‏هاي كلي و عمومي دارند يعني در قالب پديده خاص، در برهه خاص و در افراد خاصي متصف نشده‏اند، «علايم عمومي» ناميده مي‏شوند؛...  “
بِالدُّنْيا وَاسْتَعْمَلُوا السُّفَهاءَ وَشاوَرُوا النِّساءَ وَقَطَعُوا الاَرْحامَ وَاتَّبَعُوا الاَهْواءَ، وَاسْتَخَفُّوا بِالدِّماءِ...؛2 علامت خروج و قيام دجال زماني است كه مردم نماز را ترك كنند [و در ميان مردم بميرد]، امانتها را ضايع كنند؛ دروغ گفتن را حلال شمارند؛ ربا بخورند؛ رشوه بگيرند؛ ساختمانها را محكم سازند و دين را به دنيا فروشند؛ مردمان كم عقل را بر كارها گمارند؛ زنان را در كارهاي اجتماعي و شخصي طرف مشورت قرار دهند؛ قطع صله ارحام كنند؛ از هوا و هوس پيروي كنند و [كشتار و [خونريزي را كوچك شمارند،... .» 

2. نشانه‏هاي خاص:
بعضي از نشانه‏ها و علايم ظهور، به صورت خاص و با شاخصهاي ويژه در افراد متعين، تبلور مي‏يابد؛ مثلاً در روايات بسياري ذكر شده است، كه ظهور امام زمان عليه‏السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پيدا خواهد كرد. ظهور و خروج افرادي به نام «دجال» و «سفياني» كه مظهر ضلالت و گمراهي و نيز قيام افرادي مثل يماني و سيد خراساني كه سنبل هدايت هستند جزء علايم خاص شمرده مي‏شود و در احاديث، با اسم و رسم و با ويژگيهاي مخصوصشان وارد شده است. 

امام باقر عليه‏السلام فرمودند:
«تَنْزِلُ الرّاياتُ السُّودُ الَّتي تَخْرُجُ مِنْ خُراسان اِليَ الْكُوفَةِ، فَاِذا ظَهَرَ الْمَهديُّ بَعَثَ اِلَيه بِالْبَيْعَةِ؛3 پرچمهاي سياهي از ناحيه خراسان بيرون مي‏آيد و به جانب كوفه به حركت در مي‏آيد. پس چون مهدي ظاهر شود، اينان وي را دعوت به بيعت مي‏كنند.» 

و نيز امام باقر عليه‏السلام فرمود:
«براي مهدي ما، دو نشانه است كه از هنگامي كه خداوند آسمانها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در شب اوّل ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه. و اين دو از زماني كه خداوند آسمانها و زمين را خلق كرده است، [اين چنين ] وجود نداشته است.»4 

در روايات فوق نشانه‏ها و علايم خاصي براي ظهور امام زمان عليه‏السلام تعيين شده است. 

ب) نشانه‏هاي حتمي و غير حتمي
1. نشانه‏هاي حتمي:
علايم و نشانه‏هايي كه به طور قطع قبل از ظهور حضرت، رخ خواهند داد و در واقع، هيچ گونه قيد و شرطي در ايجاد آنها لحاظ نشده است علايم حتمي ناميده مي‏شوند و شايد بتوان گفت كه ادعاي ظهور قبل از تحقق آنها كذب و دروغ است. 

امام سجاد عليه‏السلام فرمود:
«اِنَّ اَمْرَالْقائِمِ حَتْمٌ مِنَ اللّه‏ِ وَاَمْرَ السُّفيانِي حَتْمٌ مِنَ اللّه‏ِ وَلايَكُونُ
 
”  بعضي از نشانه‏ها و علايم ظهور، به صورت خاص و با شاخصهاي ويژه در افراد متعين، تبلور مي‏يابد؛ مثلاً در روايات بسياري ذكر شده است، كه ظهور امام زمان عليه‏السلام در سال فرد و در روز فرد تحقق پيدا خواهد كرد....  “
قائِمٌ اِلاّ بِسُفْيانِي5؛ ظهور قائم، از ناحيه خداوند، قطعي و خروج سفياني نيز، از جانب خداوند قطعي است و قائمي جز با سفياني وجود ندارد.» 

امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«وَالْيَمانِي مِنَ‏الْمَحْتُومِ؛ [قيام] يماني از نشانه‏هاي حتمي است.»
فضل بن شاذان از ابي حمزه ثمالي نقل مي‏كند:
«قُلْتُ لاَبيِ جَعْفَرٍ خُرُوجُ السُّفْيانِي مِنَ الْمَحْتُوم؟ قالَ نَعَمْ وَالنِّداءُ مِنَ الْمَحْتُومِ وَطُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِها مِنَ الْمَحتُومِ وَاخْتِلافُ بَنِي الْعَباسِ فِي الدَّوْلَةِ مِنَ الْمحْتُومِ وَقَتْلُ النَّفْسِ الزَّكِية مَحْتُومٌ وَخُرُوجُ الْقائِمِ مِنْ آلِ مُحَّمد مَحْتُومٌ...6؛ به امام باقر عليه‏السلام عرض كردم: آيا خروج سفياني حتمي است؟ فرمودند آري، صيحه آسماني نيز از علايم حتمي است و طلوع خورشيد از مغرب حتمي است. اختلاف بين بني عباس در رابطه با حكومت، حتمي است. كشته شدن نفس زكيّه حتمي است، قيام قائم آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله حتمي است،...» 

2. نشانه‏هاي غير حتمي:
بعضي از نشانه‏هاي ظهور قبل از ظهور، بطور مشروط رخ مي‏دهند؛ يعني اگر مقتضي آنها موجود و موانع مفقود باشد، تحققشان حتمي خواهد بود. در ميان نشانه‏ها و علايم، آنچه حتمي شمرده شده، جزء محتوميات هستند و غير از آنها كه گروه بسياري از علايم را تشكيل مي‏دهند جزء علايم غير حتمي شمرده مي‏شوند. 

ج: علايم با فاصله و بي‏فاصله
1. نشانه‏هاي نزديك به وقت ظهور:
در بعضي از روايات، تصريح شده كه بعضي از علايم در سال ظهور امام زمان عليه‏السلام ، رخ مي‏دهند؛ يعني قبل از ظهور و در آستانه قيام حضرت مهدي عليه‏السلام ، اين نشانه‏ها يكي پس از ديگري پديدار شده، به ظهور امام زمان منتهي مي‏شود. 

امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«خُرُوجُ الثَّلاثَةِ، اَلخُراسانِي وَالسُّفْيانِي وَاليَمانِي فِي سَنَةٍ واحِدَةٍ فِي شَهْرٍ واحِدِ، فِي يَوْمٍ واحِدٍ وَلَيْسَ فيها رايةً بِأَهْدي مِنْ رايةِ الْيَماني يَهدي اِلَي الْحَقِّ؛7 

خروج سه كس: قيام خراساني و سفياني و يماني، در يك سال و در يك ماه و يك روز خواهد بود و در اين ميان، هيچ پرچمي به اندازه پرچم يماني، به حق و هدايت دعوت نمي‏كند.» 

امام باقر عليه‏السلام فرمود:
«لَيْسَ بَيْنَ قِيامِ القائمِ وَقَتْلِ النَّفْسِ الزَّكيَّةِ اَكْثَرَ مِنْ خَمْسَ عَشَرَ لَيْلَة8؛ بين ظهور مهدي عليه‏السلام و كشته شدن نفس زكيه، بيش از پانزده شب فاصله نيست.» 

2. علايمي كه
 
”  علايم و نشانه‏هايي كه به طور قطع قبل از ظهور حضرت، رخ خواهند داد و در واقع، هيچ گونه قيد و شرطي در ايجاد آنها لحاظ نشده است علايم حتمي ناميده مي‏شوند و شايد بتوان گفت كه ادعاي ظهور قبل از تحقق آنها كذب و دروغ است. ...  “
با ظهور، فاصله زماني دارد:
بعضي از نشانه‏ها و علايم در بستر تاريخ با فاصله بسياري با وقت ظهور تحقق مي‏يابد؛ حتي بعضي از آنها قبل از تولد امام زمان رخ مي‏نمايند و بعضي بعد از تولد و قبل از ظهور با فاصله زياد، تحقق پيدا كرده و خواهند كرد؛ چنان كه شماري از آنها، همچون از هم گسستن بني اميه و بني عباس، خروج ابومسلم خراساني، اختلاف بين مسلمانان و... اتفاق افتاده است. 

د) علايم زميني و آسماني
1. علايم طبيعي و زميني:
در ميان نشانه‏ها و علايم ظهور، غالب آنها نشانه‏هاي طبيعي و زميني‏اند و هر كدام در تثبيت حقانيت ظهور و قيام حضرت مهدي عليه‏السلام نقش اساسي دارند. 

امام علي عليه‏السلام فرمود:
«وَيَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيْتي فِي الْحَرَمِ فَيَبْلُغُ السُّفْيانِي، فَيَبْعَثُ اِلَيه جُنْدا مِنْ جُنْدِهِ فَيهْزِمُهُمْ فَيَسيرُ اِلَيه السُّفْياني بِمَنْ مَعَهُ، حَتّي اِذا جاوَزوا بِبَيْداء مِنَ الاَرْضِ، خَسَفَ بِهِمْ، فَلايَنْجوا منْهُمْ اِلاّ المُخْبِرُ عَنْهُمْ؛ مردي از خاندان من، در سرزمين حرم قيام مي‏كند، پس خبر خروج وي به سفياني مي‏رسد. 

وي، سپاهي از لشكريان خود رابراي جنگ، به سوي او مي‏فرستد و آنان را شكست مي‏دهد، آنگاه خود سفياني با همراهانش به جنگ وي مي‏روند و چون از سرزمين بيداء مي‏گذرند، زمين آنان را فرو مي‏برد و جز يك نفر، كه خبر آنان را مي‏آورد كسي از آنان نجات نمي‏يابد.» 

نشانه هايي نظير فرو رفتن سفياني در بيداء، قيام يماني، خراساني، سفياني، دجّال، قتل نفس زكيّه، جنگهاي خونين و غيره ... از جمله علايم زميني و طبيعي هستند. 

2. علايم آسماني:
به علت اهمّيت ظهور امام زمان، علاوه بر نشانه‏هاي زميني و طبيعي، برخي علايم آسماني نيز در زمان ظهور حضرت رخ خواهند داد، تا مردم بهتر رهبر و مصلح آسماني را شناخته و در راستاي تحققِ رسالت و اهداف او مشاركت كنند؛ مانند:
ـ صيحه آسماني:
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«اِذا نادي مُنادٍ مِنَ السَّماءِ اَنَّ الْحَقَّ فِي آل محمَدٍ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فَعِنْدَ ذلِكَ يَظْهَرُ المَهديُّ عَلي اَفْواهِ النّاسِ وَيَشْربُونَ حُبَّهُ، وَلايَكُونُ لَهُمْ ذِكْرُ غَيْرِهِ؛ هر گاه گوينده‏اي از آسمان ندا دهد كه حق با اولاد محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله است، در آن هنگام، ظهور مهدي عليه‏السلام به سر زبانها مي‏افتد، و همه [شراب] دوستي او مي‏نوشند و غير او را ياد نمي‏كنند.» 

ـ كسوف:
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
«عَلامَةُ خُرُوجِ الْمَهْدي كُسُوفُ الشَّمسِ فِي شَهْرِ رَمَضانٍ في ثَلاثَ عَشَرَةَ وَاَرْبَعَ عَشَرَةَ مِنْهُ9؛
نشانه ظهور مهدي عليه‏السلام كسوف خورشيد در ماه مبارك رمضان است [و وقت كسوف] سيزدهم يا چهاردهم ماه رمضان خواهد بود.»

پاورقي‌ها:

1. اثباة الهداه، ج7، ص390.
2. بحار الانوار، ج 52، ص193.
3. بحار الانوار، ج 52، ص217.
4. منتخب الاثر، ص444.
5. بحارالانوار، ج52، ص82.
6. ارشاد مفيد، ج3، ص347.
7. كتاب غيبت نعماني، ص252.
8. ارشاد مفيد، ج2، ص374؛ اعلام الوري، ص427.
9. غيبت نعماني، ص270.

.....................................................................................................................
منبع:نشريه مبلغان ، شماره 46

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 20:2  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
دلم ایمانم و همه باورم را به مشبک های ضریحت که پنجره های آسمانند گره زده ام

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:46  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
رحلت پیامبر عظیم الشان اسلام و شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی به تمام مسلمانان جهان تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:38  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

بيا عاشقي را رعايت کنيم
ز ياران عاشق حکايت کنيم
از آن ها که خونين سفر کرده اند
سفر بر مدار خطر کرده اند
از آن ها که خورشيد فريادشان
دميد از گلوي سحر زادشان
غبار تغافل ز جانها زدود
هشيواري عشقبازان فزود
عزاي کهنسال را عيد کرد
شب تيره را غرق خورشيد کرد


حکايت کنيم از تباري شگفت
که کوبيد درهم، حصاري شگفت
از آن ها که پيمانه «لا» زدند
دل عاشقي را به دريا زدند
ببين خانقاه شهيدان عشق
صف عارفان غزلخوان عشق
چه جانانه چرخ جنون مي زنند
دف عشق با دست خون مي زنند


سر عارفان سرفشان ديدشان
که از خون دل خرقه بخشيدشان
به رقصي که بي پا و سر مي کنند
چنين نغمه عشق سر مي کنند:
«هلا منکر جان و جانان ما
بزن زخم انکار بر جان ما
اگر دشنه آذين کني گرده مان
نبيني تو هرگز دل آزرده مان
بزن زخم، اين مرهم  عاشق است
که بي زخم مردن غم عاشق است
بيار آتش کينه نمرود وار
خليليم! ما را به آتش سپار
که پروانه برد با دو بال حريق»
در اين عرصه با يار بودن خوش است
به رسم شهيدان سرودن خوش است
بيا در خدا خويش را گم کنيم
به رسم شهيدان تکلم کنيم
مگو سوخت جان من از فرط عشق
خموشي است هان! اولين شرط عشق
بيا اولين شرط را تن دهيم
بيا تن به از خود گذشتن دهيم
ببين لاله هايي که در باغ ماست
خموشند و فريادشان تا خداست
چو فرياد با حلق جان مي کشند
تن از خاک تا لامکان مي کشند
سزد عاشقان را در اين روزگار
سکوتي از اين گونه فريادوار
بيا با گل لاله بيعت کنيم
که آلاله ها را حمايت کنيم
حمايت ز گل ها گل افشاندن است
همآواز با باغبان خواندن است

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 18:10  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
کـــربــلا یعنی که یاد رهـــبری .......... از حسین عصر خود فرمان بری


ای قلم از قدرتی غالب بگو
از علی بن ابی طالب بگو
از علی مرد سیاست مرد دین
از علی تنها ترین مرد زمین


بیعت ما دوستان عین ولاست
زاده ی زهرا علی روح خداست

عده ای از همرهان جاهل شدند
در حمایت از علی کاهل شدند
خاک شهر کوفه بر سرهایتان
پس چه شد ایمان و باورهایتان
پشت بر مولا زهرا کرده اید
هیچ و شرم از
این شهیدان کرده اید
حرفی از اعماق ایمان می زنم
با لب و حلق شهیدان میزنم
سامری ها با قلم بت ساختند
فتنه در دامان دین انداختند
مکر داخل کفر خارج را ببین
رونق کار خوارج را ببین
دین فروشان قلعه در باور زدند
یک به یک پشت قلم اردو زدند
با اساس دین تسامح می کنند
پای ارزش ها تساهل می کنند

هدیه بر رقاصه ها واجب نبود
قدر عالم کمتر از مطرب نبود
تا که گردد فتنه و آشوب کم
جبهه ای ها باز باهم هم قسم
نائب مهدی ولی داریم و بس
شیعیان سید علی داریم و بس
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 13:13  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 13:21  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

  1. اختلاف دو رایت در شام :حسنی و اموی
  2. خروج مغربی یعنی رایت قیس و حمله به مصر و سپس حمله به شام
  3. رایت بنی العباس 
  4. رایت مروانی
  5. اختلاف ترک و روم
  6. خروج عوف سلمی از کریت
  7. خروج شخصی از اولاد شیخ و شهادت در روز چهارشنبه ( به قول امام صادق )
  8. خروج مردی ضعیف از موالی به مدافعه سفیانی (احتمالا کشته شدن نفس زکیه مراد همین شخص باشد که در پشت کوفه با هفتاد نفر کشته می شود)
  9. خروج ربیعی و جرهمی و غیر هم
  10. خروج حسینی
  11. خروج ساهی از کوفه به شام
  12. خروج شیصبانی از کوفه
  13. رایت یمانی
  14. رایت خراسانی
  15. یکی : رایتی از سجستان یعنی سیستان
  16. دوم : رایاتی از مشرق یا دورترین بلاد مشرق ،شیلا
  17. سوم : شعیب بن صالح  از سمرقند
  18. خروج سید حسنی
  19. خروج گیلانی و احتمال انطباق او بر حسنی
  20. خروج مردی از اولاد جعفر از بلاد جبل
  21. جنگ گرگان و طبرستان
  22. رایت آذربایجان
  23. خروج سفیانی

برای توضیح خواستن بیشتر در نظرات بنویسید


به نقل از کتاب مهدی منتظر

 نوشته:دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد خراسانی(ره)

تحقیق و استخراج منابع:سید جواد میر شفیعی خوانساری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 13:5  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
 

  1. جاری شدن فرات در شهر کوفه
  2. زلزله و زلزله ی بزرگ شام
  3. ظهور خسف و قذف یعنی سنگباران شدن
  4. خسفی در مشرق و خسفی در مغرب و خسفی در جزیره العرب
  5. خسف جابیه و قریه ی دیگر از قرای دمشق
  6. خسف یا خرابی در مسجد جامع دمشق
  7. خسفی در بلاد جبل
  8. خسفی در بغداد
  9. خسفی در بصره و خرابی آن و خونریزی بسیار
  10. خسف مناره بصره
  11. خسف بیداء
  12. خسف و زلزله و قذف در مصر
  13. ظهور مسخ
  14. بیست و چهار باران
  15. فتنه ها و جنگ ها در شرق و غرب

(برای توضیح خواستن بیشتر در نظرات بنویسید)


به نقل از کتاب مهدی منتظر

 نوشته:دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد خراسانی(ره)

تحقیق و استخراج منابع:سید جواد میر شفیعی خوانساری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 12:4  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
اربعین حسینی به تمام شیعیان جهان به خصوص منجی عالم بشریت تسلیت عرض میکنم

(التماس دعا)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:55  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
  1. ملخ سرخ در دو موقع
  2. فساد خرما بر درخت
  3. جنگ و قتلی که منقطع نشود
  4. شروع جنگ از صفر تا صفر
  5. صورت و دستی در ماه پیدا شود در ماه رجب
  6. خسوف ماه در شب چهاردهم رجب و ظاهر شدن مردی در زیر آسمان
  7. ظهور سرخی در آسمان
  8. باد سرخ
  9. ظهور آتشی در آسمان

(اگر توضیح بیشتری می خواهید در نظرها بنویسید تا اضافه کنم)


به نقل از کتاب مهدی منتظر

 نوشته:دانشمند فرزانه مرحوم آیت الله شیخ محمدجواد خراسانی(ره)

تحقیق و استخراج منابع:سید جواد میر شفیعی خوانساری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:50  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:8  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

بسم رب الهدی (عج)

سخنانی از امیرالمومنین علی(ع) در رابطه با حضرت مهدی (عج) :

۱- از حضرت روایت است که فرمودند: او همانند خورشیدی که از مغرب طلوع می کند. بین رکن و مقام ظاهر شده و زمین را پاک کرده و ترازوی عدالت را وضع می کند. دیگر کسی به کسی ستم نمی کند.

۲- صاحب بیرق محمدی و بنیانگذار دولت احمدی می آید در حالی که شمشیر به دست اوست و وی جز سخن راست بر زبان جاری نمی کند و زمین را مهد آرامش قرار داده و احکام واجب و مستحب اسلام را زنده می کند.

۳- در آخرالزمان که روزگار سخت شده و مردم در جهل فرورفته اند خداوند مردی برگزیده را روانه می سازد که او را به وسیله فرشتگان خود تایید نموده ؛ و یارانش را محافظت کرده و وی را با آیات و معجزات یاری نموده و بر سراسر زمین مسلط می سازد تا همگان در برابر او خواه ، ناخواه تسلیم شوند. زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر می کند. شرق و غرب جهان تحت تسخیر و تسلط او در می آیند. در روی زمین کافری نمی ماند جز آن که ایمان بیاورد و شخص ناشایسته ای نماند جز آن که به تقوی رو بیاورد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

۱- الزام الناصب ، ص ۱۸۰

۲- الزام الناصب ، ص ۲۱۱

۳- بحارالانوار ،ج ۵۲،ص ۲۸۰

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:6  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

::بسم رب المهدی (عج)::


 پیامبر اکرم (ص) : مهدی از فرزندان من است اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است ، از نظر اخلاق و رفتار شبیه ترین مردم به من است ، برای او غیبت و حیرتی است که امتها در آن گمراه شوند ، سپس مانند شهاب ثاقب پیش اید و زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.

 امام محمد باقر (ع) از پیامبر اکرم (ص) روایت می کند که فرمود: خوشا بر احوال کسی که قائم اهل بیت مرا ادراک کرده و در غیبت و پیش از قیامش پیرو او باشد ، دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد ، چنین کسی در روز قیامت از رفقا و دوستان من و گرامی ترین امت من خواهد بود.

امام علی (ع) از حضرت محمد (ص) روایت می کند که حضرت فرمودند : برترین عبادت انتظار فرج است.

 ابن عباس از رسول خدا (ص) روایت کرده که فرمود : علی بن ابی طالب پس از من امام امت و خلیفه من بر انان خواهد بود و قائم منتظری که زمین را پر از عدل و داد نماید همانگونه که پر از ظلم و جور شده باشد از فرزندان اوست و قسم به خدایی که مرا بشیر و نذیر مبعوث فرمود کسانی که در دوران غیبتش بر اعتقاد بدو ثابت باشند از کبریت احمر کمیاب ترند ؛  آنگاه جابربن عبدالله انصاری گفت : آیا قائمی که از فرزندان توست غیبت دارد؟ فرمود : به خدا چنین است تا در آن غیبت مومنان باز شناخته شده و کافران نابود شوند ، ای جابر! این امر از امور الهی و سری از اسرار ربوبی و مستور از بندگان خدا است ، مبادا در آن شک کنی که شک در امر خدای تعالی کفر است.

 از امام صادق (ع) روایت است که پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمود : ای علی ! بدان که شگفت انگیزترین مردم از جهت ایمان و عظیم ترین آنها از روی یقین ، مردمی هستند که در آخرالزمان خواهند بود پیامبر را ندیده اند و از امام نیز محجوبند ، اما به سوادی که بر بیاضی رقم خورده است ایمان دارند.

-----------------------------

منبع: کمال الدین و تمام النعمه ، ج ۱ ، باب ۲۵

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 18:4  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 17:51  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

ميرزا علي محمد باب (پيشواي بهائيان ) دركتاب هاي خود راجع به امام زمان عج چنين مي نويسد :

 

1-     در صفحه 27 كتاب "صحيفه عدليه " مي نويسد : « امام دوازدهم ، محمدبن الحسن صاحب الزمان مي باشد .»

2-     در صفحه 123 كتاب " تفسيرسوره بقره" مي نويسد : « خدا به امام دوازدهم ، محمدبن الحسن ، طول عمر داده و او هم اكنون زنده است .»

3-     در كتاب " تفسير سوره يوسف " مي نويسد : « خدا خواسته است كه تفسير سوره يوسف از طرف محمدبن الحسن العسكري به او داده شود .»

4-     در صفحه 181 كتاب " اسرار الآثار خصوصي " جلد اول از قول علي محمد باب مطالبي آمده كه خلاصه اش چنين است : « به من تهمت زده اند كه ادعاي وحي و امامت و پيغمبري و بابيت نموده ام . لعنت خدا بر ايشان و خدا آنها را به خاطر اين تهمت ها بكشد . بدانيد كه بعد از حضرت محمد ص پيغمبري نخواهد آمد و امام دوازدهم نيز محمد بن الحسن العسكري بوده و غير از چهار نايب خاص ، هيچ كس باب امام نمي باشد. خدايا از اين نسبت ها كه به من داده اند بيزارم .»

 

البته بايد توجه داشت كه مطالب فوق را علي محمد باب با كمال بي پروائي و با اعتقاد تمام بيان داشته است ، نه اينكه ترسيده يا تقيه نموده باشد . شاهد بر اين مطلب گفتار ميرزا حسينعلي دركتاب ايقان است كه مي گويد : « با اينكه همه با او مخالف بودند ، از احدي خوف ننمود و ادعاي خودرا فرمود .»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 17:46  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

حسن شريعي – محمدبن نصير نميري – احمدبن هلال كرخي – محمدبن علي بن بلال – حسين بن منصور حلاج – محمدبن علي شلمغاني – ابوبكر بغدادي - كيسانيه – سفياني – جاروديه – ناووسيه – زيديه – واقفيه – باقريه – اسماعيليه – محمديه – جوازيه – ابومسلم خراساني – منصور دوانيقي – عبدالله سفاح – ابن مقفع – حاكم نصرالله – عبدالله عجمي – محمدبن احمد سوداني – محمدبن علي بن احمد ادريس – ابن سعيد يماني – مهدي مصر – مهدي سوداني – درويش رضا – غلام احمد قادياني (قادياني گري ) – شيخ احمد احسايي – سيد كاظم رشتي – ميرزا علي محمد باب – حاج كريم خان كرماني – ميرزا حسن گوهر – ميرزا باقر – ميرزايحيي ( صبح ازل ) – حسينعلي بهاء الله (بنيان گذارفرقه بهائي )  - عباس افندي – شوقي افندي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 17:44  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

در زمينه بحث خاص و تطبيقي مهدويت نيز بسياري از دانشمندان اهل سنت به همان كيفيتي كه ما درباره امام زمان(عج) معتقديم، اعتقاد دارند و اگر نام علماي سني كه به اين اعتقاد استوارند ذكر شود، به كتابي ضخيم تبديل مي‌شود. برخي علماي اهل سنت پا را از اين هم فراتر گذاشته و گفته‌اند ما امام زمان(عج) را زيارت كرده‌ايم.

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعبدالله فاطمي‌نيا در سخناني در نشست خبري جشنواره بين‌المللي آخرين منجي، از تحريفات وارد شده در برخي متون اسلامي درخصوص امام زمان(عج) پرده برداشت.

به نوشته جام جم، حجت‌الاسلام فاطمي‌نيا با بيان اين‌كه در مساله عام مهدويت بين شيعه و سني هيچ اختلافي نيست، گفت: در زمينه بحث خاص و تطبيقي مهدويت نيز بسياري از دانشمندان اهل سنت به همان كيفيتي كه ما درباره امام زمان(عج) معتقديم، اعتقاد دارند و اگر نام علماي سني كه به اين اعتقاد استوارند ذكر شود، به كتابي ضخيم تبديل مي‌شود.

استاد فاطمي‌نيا اضافه كرد: متقي هندي كه كتاب «كنزالاعمال» او مرجع و منبع اهل سنت است، خود كتابي مستقل با نام «البرهان في علامات مهدي آخر الزمان» نگاشته است و حتي برخي علماي اهل سنت پا را از اين هم فراتر گذاشته و گفته‌اند ما امام زمان(عج) را زيارت كرده‌ايم.

وي افزود: عالم برجسته اهل سنت شيخ عبدالوهاب شعراني در كتاب «الميزان الكبري» با بيان خصوصيات حضرت صاحب‌الامر(عج) مي‌گويد كه زمان ولادت وي نيمه شعبان سال 255 هجري است و ادامه مي‌دهد كه: وهوحي الموجود باق حتي الان يعني به زنده بودن ايشان تصريح مي‌كند.

فاطمي‌نيا درباره تصريحات ابن‌عربي عارف بزرگ اسلامي درخصوص حضرت حجت(عج) گفت: در فتوحات مكيه جايي كه او درخصوص امام زمان(عج ) صحبت مي‌كند، مي‌گويد كه
او كسي است كه دنيا را پس از پر شدن از ستم پر از عدل و داد مي‌كند و اگر يك روز از دنيا باقي مانده باشد، آنقدر طولاني مي‌شود تا او ظهور كند.

وي اضافه كرد: در تمام نسخه‌هاي اخير اعم از چاپ 8 جلدي 130 سال پيش در مصر، چاپ 4 جلدي شيخ عبدالغني نابلسي در سوريه و چاپ 5 جلدي كشميري در مصر پس از ذكر اين عبارت فقط نوشته شده است كه: من ولد فاطمه رضي‌الله عنها.

استاد حوزه و دانشگاه در ادامه گفت: شيخ عبدالوهاب شعراني عالم مصري قرن نهم كه به گفته خود به نسخه اصلي فتوحات مكيه دسترسي داشته، در تلخيصي كه از اين كتاب با نام «اليواقيت و الجواهر» نوشته است، عبارت صحيح ابن عربي را در اين خصوص آورده است و در آنجا ابن عربي پس از ذكر نام حضرت زهرا(س) تصريح مي‌كند: و والده الامام العسكري(ع) و سپس نام پدران امام حسن عسكري تا امير المومنين (ع)را ذكر مي‌كند.

فاطمي‌نيا تصريح كرد: حتي ابن عربي در ضبط دقيق اسامي ائمه توجه داشته، مثلا آورده است: الامام التقي بالتاء و الامام النقي بالنون.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 16:40  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

یک سوال اساسی از من و شمای منتظر!

انتظار سخت است یا آسان!؟

 

از پیامبرگرامى اسلام (ص) دو روایت معروف نقل شده است كه با مقایسه آن مى توان به دشوارى انتظار پی برد!

 

افضل لاعمال احمزها (1)
افضل اعمال امتی انتظار الفرج (2)

 

برترین اعمال دشوارترین آن است.
برترین اعمال امت من، انتظار فرج است.

 

چرا دشوار؟! چرا پرمشقت؟! چرا پر زحمت؟!

 

علل دشوارى وظیفه منتظران را مى توان در چهار محور خلاصه كرد:


1- آراستگى به عدالت وتقوا
2- آراستگى به بردبارى و پایدارى
3- بهره مندى از دین شناسى بنیادین
4- لزرم اصلاح طلبى و ظلم ستیزى

 

رسیدن به این مراحل كارى است بس دشوار! اما شدنى!  این یعنی اینکه تقوا داشتن آسون نیست. یعنی صبر داشتن کار هر کسی نیست. یعنی دیندار بودن راحت نیست. دست آخر اینکه، حق و حقیقت رو به زبون آوردن و با ظلم جنگیدن به همین راحتیا نیست که ماها فکرشو میکنیم.

 

هركس دشوارى انتظار را هموار كرد در زمره منتظران حقیقى مولا قرار مى گیرد.

 

كه امام صادق (ع) فرمود:

 

هركس مى خواهد در شمار منتظران حقیقى باشد باید پارسایى پیشه كند و متخفق به مكارم اخلاق گردد. (3)

ان شاءالله همه ما از منتظران راستین امام حاضر عجل‌الله باشیم.

 

التماس دعا

 

«اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 16:28  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
 

زیبا روی نورانی :

مهدی صاحب الزمان علیه‏السلام از معدود انسانهایی است که از نهایت زیبایی صورت و اندام

 برخوردار است، تا آنجا که پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در باره او فرمود:

اَلْمَهْدِیُّ طَاوُوسُ اَهْلِ الْجَنَّةِ عَلَیْهِ جَلَابِیبُ النُّورِ؛ مهدی طاووس اهل بهشت است که جامه‏هایی

از نور او را در بر گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 17:30  توسط میلاد پرتویی نژاد | 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 11:39  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

نیایش ها و مناجات  با امام زمان(عج)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 10:33  توسط میلاد پرتویی نژاد | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 19:24  توسط میلاد پرتویی نژاد |